بيست و پنجم كتاب « نعم الزاد » كه رساله عمليه است در طهارت تا آخر خمس .
بيست و ششم كتاب « مناسك حج » . بيست و هفتم « رسالهء عمليه » به عربى .
مرحوم شيخ محمد طه در نزد چندين نفر از علما كه در اوائل عنوان ذكر شدند درس خوانده و از حاج ملا على ميرزا خليلى ( كه در 1297 گذشت ) اجازت روايت داشته ، و روايت مىكند از او جناب حاجى شيخ آقا بزرگ تهرانى صاحب كتاب « الذريعة » . و چند نفر از شاگردانش در موقع ذكر تأليفات او در نزد ذكر « القصيدة العلوية » نوشته شدند .
و بالاخره وى در چاشت روز يكشنبه سيزدهم ماه شوال المكرم سنه هزار و سيصد و بيست و سه - مطابق 18 قوس ماه برجى - وفات كرده ، و همان روز شهر را تعطيل عمومى نمودند ، و مردم همه بتشييع حاضر شدند ليكن اتفاقا فرقتين ذكرت و شمرت كه دو دسته از أشرار آن شهر مبارك مىباشند و بسيارى از اوقات بهم مىريزند ، آن روز در نزد بازار بهم ريختند و ازاينرو خوفى عظيم جماعت مشيعين را فرا گرفت و بسيارى از آنها گريختند و اندكى برجا ماندند و بيشتر مردم بغسلگاه رفتند و مرحوم حاجى ميرزا حسين خليلى بر وى نماز خوانده و در نجف اشرف در مقبره خانوادگى آل نجف در صحن مطهر در حجره نخستين طرف چپ داخل شونده از در قبله دفنش كردند ، و همانا پيش از وى جدش شيخ حسين و دائيش شيخ جواد نيز آنجا دفن شده بودند ؛ چنان كه هم دو نفر استادش شيخ محسن خنفر و شيخ انصارى آنجا مدفون باشند ، و در اكثر أقطار شيعهنشين مراسم مآتم او بوجه احسن برگذار شد .
و بسيارى از شعرا براى او مرثيه سرودند ، از آن جمله شيخ جواد شبيبى ، و حاج محمد حسن ابو المحاسن حايرى ، و سيد عبد المطلب حلى و شيخ ابراهيم اطيمش كه وى دو قصيده گفته ، و شيخ حسن حلى ، و شيخ عبد الحسين حويزهاى ، دو قصيده ، و شيخ محمد رضاء شبيبى ، و سيد حسن عاملى ، و سيد حسون قزوينى بغدادى ، و شيخ عبد الحسين ميناوى ، و شيخ حمادى نوح ، و شيخ محمد زاهد ، و شيخ موسى قرملى ، و سيد مهدى بحرانى ، و سيد محمد كاشانى و غير آنها .
و چندين نفر هم در ماده تاريخ او أشعارى گفتند ، از آن جمله يكى گفته :
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1154
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١١٥٤