نفر در فقه و رجال در نزد او درس خوانده كه هريك از مشاهير و اجلاء مدرسين شدند . و بعد از وفات شيخ محمد حسين كاظمينى و ميرزاى شيرازى مذكور ؛ روى تقليد همه بسوى او گرديد ، و تقريبا مرجعيتى عامه بهم رسانيد ، الا اينكه مرحوم حاج ميرزا حسين خليلى در اين امور شركتى با وى داشت ، و با اينكه از أطراف عديده وجوهات كثيره برايش مىرسيد خود در مأكول و ملبوس باندكى قناعت مىكرد ، و چنان كه در احوال بعضى ديگر هم نوشتهايم خداى تعالى وى را بنابينائى چشم و مصيبت يگانه فرزند عالم فاضلش در أواخر عمر امتحان فرمود و او همى در آن صبر نموده و در امر حضرت حق ( جلجلاله تعالى ) تسليم داشت ، و در طول مدت عمر چندين كتاب تأليف فرمود :
اول كتاب « اتقان المقال » در احوال رجال كه آن را اول از نخست در نسخه اصل به خط خود « احياء الاموات » از أسماء روات ناميده و بعد از آن نامش را « اتقان المقال » نهاده و بدين نام چاپ شده ، انجام تأليف آن سنه 1277 .
دويم كتاب « الانصاف » در تحقيق در مسائل خلاف كه آن حاشيهئى است بر « جواهر » شيخ محمد حسن و خلافات جواهر را در آن ذكر كرده .
سيم بعضى از « قصايد و متفرقات شعريه . كه از آن جمله قصيدهئى است كه آن را بعد از زيارت بيت اللّه الحرام در سنه 1318 در مدينهء طيبه در مدح حضرت رسول ( صلى اللّه عليه و آله ) بنظم آورده ، در آن معارضهء با « قصيدهء ميميهء ذو الرمه » كه گويد :
تمام الحج أن تقف المطايا * على خرقاء واضعة اللثام « 1 »
نموده و فرمايد :
( تمام الحج ان تقف المطايا ) * على أرض بها الشرف العظيم
على قبر النبى تضج اذ قد * أميت بموته الدّين القويم
و از آن جمله اينكه در همان سفر چون در برگشتن بنجف اشرف رسيد ، قصيدهئى در
هامش
( 1 ) قال فى « ق » : ما خلاصته : خرق ، كنصر و ضرب خروقا فى البيت أقام فلم يبرح ، و خرقاء : امرأة سوداء كانت تقم مسجد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله . و فيه أيضا : قم البيت : كنسه .