معارضهء قصيدهء مذكوره در مدح حضرت امير المؤمنين ( عليه السلام ) گفته كه نامش را « القصيدة العلوية » نهاده ، و از جمله ابيات آن اين است :
( تمام الحج أن تقف المطايا ) * على أرض بها النبأ العظيم
وصى محمد و اخيه ( اخوه ظ ) منه * كهارون يقاس به الكليم
و چندين نفر از شاگردانش بر اين قصيده شرح نوشتهاند : 1 - حاج ميرزا زين العابدين ابن سيد جواد قمى كه در سال ( 1303 ) بيايد ، و او شرحى بر آن بأمر استادش ( صاحب عنوان ) نوشته كه شيخ عبد الهادى شليله تقريظى بر آن نوشته ، و آن را « السيف المنتضى » ناميده ، و چنين گفته :
هذا الكتاب حوى بديع دلائل * شهدت بنص المصطفى للمرتضى
أضحى لألسنة الحواشد قاطعا * فلذاك قد سموه سيفا منتضى « 1 »
ليكن بعد از آن خود شارح آن را « البراهين الجلية » در شرح « القصيدة العلوية » ناميده و در سال 1321 در سامره از آن فارغ شده ، و آن أبسط از ساير شروح و در الذريعة » ذكر نشده .
2 - شيخ مرتضى آل كاشف الغطا كه در ( 1284 ) بيايد ، نام آن « أسنى التحف » در شرح قصيدهء شيخ محمد طه نجف .
3 - سيد مهدى بحرينى كه در ( 1299 ) بيايد ، نام شرحش « الدرة النضيدة » در شرح قصيده است .
چهارم از تأليفات صاحب عنوان « تعاليق بر جواهر و فرائد و لمعه و مدارك » و غير آنها از كتب علميه .
پنجم كتاب « الدعائم » در اصول كه قبل از بيستسالگى آن را بنا نهاده و بعد از آن آن را تمام كرده .
هامش
( 1 ) قال فى « ق » : حشد القوم : اجتمعوا لأمر واحد كأحشدوا و احتشدوا و تحاشدوا ، و نضا السيف : سله كانتضا ، انتهى .