و بالاخره ، وى مدتها در يزد و كرمانشاه و اصفهان و غيره اقامت داشته ، و در نزد فتحعلى شاه مكانتى مخصوص بهم رسانيده و رياستى معتد بها فراهم آورده ، و در اثر آن وهم در اعتقاد ببرخى از مطالب دينيه و مسائل علميه تبعهء وى را شعبهاى مخصوص از شيعه قرار داده و آنها را به نسبت وى فرقهء شيخيه و نيز پشت سريه خواندند زيراكه آنها در كربلا از بابت احترام تربت مقدس حضرت سيد الشهداء ( عليه آلاف التحية و الثناء ) هماره نماز خود را در پشت سر آن حضرت بجا مىآوردند .
و او را تأليفات نافعه و كتب مفيده چندى است از آن جمله : « شرح زيارت جامعه كبيره » در چهار جزء زياده بر سى هزار بيت كه اجل و اعظم و أشهر از همه و داراى مطالب مهمه در معرفت و مقامات ائمه ( عليهم السلام ) است . انجام تأليف جزء 3 آن اوائل شوال سنه 1229 و انجام تأليف جزء 4 شب 10 ع 1 سنه 1230 چنان كه در آخر هريك از آنها نوشته ، و « ديوانى در اشعار » چنان كه در « الذريعة 9 : 763 » فرموده .
و جماعتى از علماء بزرگوار بفيض شاگردى يا روايت از آن جناب ممتاز و سرافرازند ، از آن جمله : ميرزا محمد تقى نورى كه در ( 1201 ) گذشت . و از او چندين نفر از شاگردانش و از آنها فرزندش مرحوم حاجى نورى چنان كه در « الذريعة 11 : 18 » فرموده .
و بالاخره شيخ احمد با رنجش خاطر از اوضاع اخير ايران نسبت بوى از كربلا بحجاز حركت كرد و آنجا در منزل هديه دومنزلى مدينه در روز يكشنبه بيست و يكم ماه ذى القعدة الحرام اين سال - مطابق ( . . . ) سرطان ماه برجى - برياض جنان انتقال فرمود و در مدينه منوره پهلوى بقعهء مباركهء چهار امام ( عليهم السلام ) در بقيع برابر بيت الاحزان دفن شد كه تا قبل از تخريب وهابيه بقاع بقيع را قبر او آنجا معين و بر آن محجرى آهنى و سنگ لوحى بوده .
و در « روضات » وفات وى را در اوائل سنه هزار و دويست و چهل و سه نوشته ، و ميرزا حسن گوهر مرثيهاى براى وى سروده كه ماده تاريخ آن در آخرش نيز دلالت بر 1243
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1136
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١١٣٦