شيعه بوده ، و در اين فرقه كمى بجلالت و بزرگوارى او پيدا شدهاند ، و شعر هم مىگفته ، و شاگردش حاجى سيد كاظم رشتى « رساله » ئى در احوال او نوشته كه در روز شنبه 11 ع 1 سنه 1258 از تأليف آن فارغ شده ، و فرزندش شيخ عبد اللّه « رساله » ئى به عربى در احوال او نوشته كه فقط ترجمه فارسى آن از محمد طاهر خان فرزند حاجى كريم خان به نظر رسيده ، و هم در « روضات الجنات : 26 » در عنوانى مخصوص وى را ترجمه نموده ، و در « قصص العلماء » در ترجمه شهيد ثالث ( ص 31 ) و بعضى از مواضع ديگر آن كتاب چيزهائى درباره او نوشته ، و هم در « فهرست كتب مشايخ » احوال او ديده شده ؛ و آنچه از ملاحظه همه آنها بر روى هم برمىآيد آنكه :
او در ماه رجب الفرد سنه هزار و صد و شصت و شش - مطابق ( ثور - جوزا ) ماه برجى سال 1132 شمسى - در قريه مطيرفى أحساء متولد شده ، و در سنه 1186 از آنجا بعزم عتبات بيرون شده ، و پس از كمى بواسطهء طاعون به وطن خود برگشت ، و در رجب سنه 1212 باز بنجف و كربلا رفت .
و در اين طول مدت در نزد جمعى از بزرگان درس خوانده و از چندين نفر اجازت روايت بهم رسانيده و در تهذيب اخلاق و تكميل نفس رياضات شاقه كثيره كشيده ، و در اثر آنها بمقامات عاليه و علوم عديده حكمت الهى و معرفت در حق ائمه ( ع ) و مراتب و شئونات ديگر فائز شده .
و در سنه 1219 براى اعتزال از خلق بقريهء صغاده بصره رفت ، و در سنه 1221 باز بنجف و كربلا رفت و از آنجا بايران آمده و در يزد متوقف شد ، و پس از چندى بطهران رفت ، و در اوائل ذىالقعده سنه 1223 خانواده خود را از بصره بيزد آورد و خود بمشهد رفت و باز بيزد برگشت و بعد از آن باصفهان رفت ، و بعد از چندى بكرمانشاه شتافت ، و پس از سه سال در سنه 1232 بعزم حج بيرون شد ، و در ماه رمضان در شام بود و در نيمهء شوال بمدينه رهسپار گرديد ، و در ع 1 سنه 1233 از حج برگشته بنجف وارد شد ، و در 4 محرم سنه 1234 بكرمانشاه برگشت و در نزد محمد على ميرزاى دولتشاه تقربى مخصوص بهم رسانيد ، و بعد از چندى كه محمد على ميرزا وفات كرده بود بمشهد رفته و باز بيزد و از آنجا باصفهان رفت ، و پس از يك سال بكربلا شتافت .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1135
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١١٣٥