زوجه آقا جلال الدّين فرزند آقا نجفى اصفهانى كه در ( 1281 ) بيايد بوده ، و پسرش شيخ موسى مشهور به عرب ساكن مسجد شاه اصفهان بوده ، و در آن شهر اولاد و أعقاب كثيره ذكورا و اناثا از پسران و دختران وى بازمانده و تاكنون موجوداند به شرحى كه در كتاب « نسبنامه الفت » بتفصيل نوشته شده .
و نيز شيخ موسى صاحب عنوان دخترى داشته كه او زوجه سيد حسن حكيم حسينى نجفى بوده ، و خانواده حكيم حسينى غير از آل حكيم ديگرى در نجف هستند كه آنها حسنى مىباشند ؛ چنان كه در « ماضى النجف و حاضرها : 111 در پاورقى » نوشته .
* ( 594 - تولد شيخ محمد عباس هندى يمنى ) *
وى فرزند ميرزا احمد شروانى ( 1200 ص 108 ) و خود از اهل علم و ادب و تاريخ و نظم و نثر بوده ، و در شعر فارسى تخلص رفعت مىنموده . و همانا در بيست و دويم ماه شوال المكرم اين سال چنان كه در « نقباء البشر : 984 » و « مجله يادگار » سال 5 ش 4 و 5 ص 145 » نوشته - مطابق ( . . . ) جوزا ماه برجى - از دختر سيد اسماعيل در خطه اود متولد شده ، و پس از وفات پدر چندى بسياحت پرداخت و عاقبت در بهوپال اقامت نمود و مأمور ترتيب دستور العمل رسالات پادشاه آنجا شد ، و چندين كتاب نظما و نثرا تأليف كرد :
اول كتاب « آثار العجم » . دويم كتاب « آيينه محبوب » . سيم كتاب « باغ چهارچمن در تاريخ دكن » تأليف آن سنه 1304 . چهارم كتاب « تاريخ آل امجاد » در سيرت نبوى و خلفا و اولاد . پنجم كتاب « جواهرخانه » . ششم كتاب « سلطاننامه گرامى » در تاريخ مختصر سلاطين عثمانى تأليف آن سنه 1304 . هفتم كتاب « قلائد الجواهر » در احوال بواهر كه فرقه اسماعيليه بهره باشند و خود هم از آنها بوده چنان كه در « نقبا » است . ليكن در « الذريعة ج 17 » نوشته كه آن در رد آن فرقه است ، تأليف آن سنه 1287 . هشتم كتاب « قياصره روم » در ترجمه كتاب « مصباح السارى » ابراهيم افندى ترك .