آنجا با هدايت اللّه خان رشتى رابطهاى بهم رسانيده و كتاب « مقامع » را بنام او چنانكه در ديباچه آن ( ص 3 ) فرموده تأليف نموده ، و در زمان سلطنت كريم خان وقتى بطهران در نزد او رفت ، و در سنه 1205 كه آقا محمد خان قاجار از آذربايجان بطهران مىآمد در اراضى خمسه كه رسيد ملا محمد حسين ملاباشى را بطلب وى بكرمانشاه فرستاد تا او را بطهران آورد و شبها تا ساعت هفت در نزد او درس همىخواند ، و در « قصص العلماء :
158 » بنقل از شهيد ثالث فرمايد كه وى هماره بر بالاى منبر كه موعظه مىكرد اشعارى مىخواند و آنها را تأويل مىنمود و از آن جمله يكى اين رباعى بود :
شد فصل بهار و شدم از غصه هلاك * دارم جگرى كباب و چشمى نمناك
گلها همه سر ز خاك بيرون كردند * الا گل من كه سر فروبرده به خاك
انتهى . و در « آتشكده » اين رباعى را از مرحوم ملا جامى نوشته ، و در مصراع دويم ، جگر و چشم بدون ياء تنكير دارد ، و در سنه 1211 ( در عنوان 170 ص 406 » در احوال سيد معصوم عليشاه و در سنه 1212 ( در عنوان 188 ص 448 ) در احوال نور عليشاه كيفيت سلوك او را با فرقه صوفيه شنيدى ، و در بعضى از تراجم آينده نيز نظير آن را خواهى ديد ، و اينك فهرست تأليفات نافعه آن جناب :
اول كتاب « انتخاب الزاد » كه رسالهء عمليه است . دوم پنج رساله نيكو در مناسك حج كه همه به فارسى و پارهئى مبسوط و پارهئى مختصر است و شيخ ابو على رجالى ميانى آنها را به عربى ترجمه نموده . سوم « جواب سؤالات متفرقه » .
چهارم « حواشى بر كتاب نقد الرجال » مير مصطفى تفريشى .
پنجم كتاب « خوان الاخوان » چهار جلد . ششم كتاب « خيراتيه » در رد صوفيه ، تأليف آن سنه 1211 مطابق لفظ خيرات و تاريخ .
در « طرائق 1 : 98 » فرموده : در هنگامى كه سيد معصوم عليشاه دكنى را نزد خويش محبوس داشته و عاقبت بعز شهادت و اصل شد براى حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله وزير آقا محمد خان فرستادهاند ، و بنحو انصاف هركس ديده باشد آن رساله را خواهد گفت كه جناب آقا در آن رساله حقيقة نقض خود فرموده ، الى آخر ما فى « الطرائق » .
هفتم دو رساله در « تاريخ حرمين شريفين » . هشتم « رساله در حلال بودن جمع دو زن فاطمى » در رد مرحوم شيخ يوسف بحرينى ( رحمة اللّه ) كه وى كتاب « الصوارم