تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
دارند ، و نام شاهى كه اينك اسم است رسم خواهد شد ، علىمراد خان رستم خان داروغه اصفهان و برادرش اصلان خان ميراخور را دستور داد تا آنها را از تكيه فيض در نهايت اهانت بيرون كنند ، پس جمعى بدان تكيه ريخته و طاس و كاس و أساس « 1 » و پلاس ايشان را غارت نمودند و سيد را با نور على شاه و حسينعلى شاه گرفته و دست‌بسته به خانه داروغه بردند و چون حسينعلى شاه از اجلهء علماء بود او را رها كرده و آن دو تن را با بعضى از مخلصين با هزار آزار از شهر بيرون كردند و ايشان به راه كاشان روان شدند ، و چون به منزل مورچه‌خورت نه فرسنگى اصفهان رسيدند براى رفع خستگى بكنار نهر و سايهء درخت قرار گرفتند ، پس سيد را مراقبه‌اى دست داد و ساعتى سر بجيب تفكر فروبرده و پس از آن برآورد و فرمود هنوز نايره شرارت داروغه و امير آخور تسكين نيافته و بعضى از اعضاى مرا قطع خواهند كرد و من به قضاى حضرت دوست راضيم و هركه خواهد در اين باغات پنهان شود ، و ناگهان دو فراش غضب رسيدند و يكى گوش سيد و نور را بريده و ديگرى ايشان را از كاشان گذرانيده روانه طهران نمود ، وقتى كه بطهران رسيدند آقا محمد خان قاجار - چون در ايام توقف و حبس نظر بودن در شيراز بوسيله حاجى ملا جعفر شوشترى با سيد سرى و سرى داشت - آنها را مورد اكرام و انعام قرار داده و مخارج سفر مشهد را بهمگى عنايت نمود ، و در اين سفر مشهد چندين نفر كه احوال بعضى در اين كتاب نوشته مىشود همراه بودند ، انتهى مختصرا . و در « تاريخ اصفهان » استيلاء علىمراد خان را بر اصفهان در سنه 1193 و مسلط شدن او را بار ديگر بر آن شهر در سنه 1196 نوشته . و باز در « طرائق : 77 » نوشته كه سيد از مشهد بهرات و كابل و زابل و افغانستان و هندوستان رفت و ازآنجا بعتبات آمده چندى در نجف و سپس در كربلا ماند و ديگرباره به قصد زيارت مشهد بايران آمد و چون بكرمان شاه رسيد او را چندى محبوس و بعدا در رود قره‌سو غرق كردند ، انتهى . * * * نور عليشاه تأليفاتى نظما و نثرا دارد كه در « نور الابصار : 48 » آنها را ذكر كرده و بالغ بر نه كتاب مىشود ، از آن جمله « رساله‌ئى در كيميا » و « رساله‌ئى در اصول و فروع » و « تفسير سوره بقره » بنظم و « جامع الاسرار » به طرز « گلستان » و « جنات الوصال » و غيره .
هامش
( 1 ) اثاث ، در اينجا بايد به دو ثاء مثلثه باشد .