عصر و سخنسرايان زمان خويش بلكه از اهل سير و سلوك و تصوف و عرفان و صاحب مقامات عاليه و حالات زاكيه بوده ، و شرح احوالش در « مجمع الفصحا 2 : 565 » و « فارسنامه ناصرى ، گفتار 2 : 19 » در أعيان محلهء لب آب شيراز و « طرائق الحقائق 3 : 218 » در متن و حاشيه نوشته و هم در آخر ديوان وى كه چاپ شده شرحى از احوال او ذكر كردهاند ، و آنچه از جمع بين آنها همه برمىآيند اينكه وى اصلا از ايل بيات فارس كه سكنه شيرازند بوده ، و در اين سال در آن شهر متولد شده و در به دو زندگانى در فوج سرباز شيرازى منصب سلطانى داشته ، سپس سلطنت نفس را بر سلطنت فوج ترجيح داده و از آن اعراض نمود و در نزد علماى فارس علوم ادبيه را تحصيل كرد و از فيض ارشاد و هدايت ميرزاى سكوت بدرجه سير و سلوك نائل گرديد ، بعد از آن بنجف أشرف مشرف و چند سال در خدمت شيخ محمد حسن صاحب « جواهر » درس خواند ، آنگاه ميل سياحت نموده و از نجف بهند رفت و از آنجا بشيراز بازآمد و بعد باصفهان رفت و از سيد حجة الاسلام رشتى و منوچهر خان معتمد الدوله كه در آن عصر حاكم آن شهر بود محبتها ديد ، و بصحابت نامهئى كه سيد در سفارش او بمحمد شاه نوشته بود بطهران شد و بدربار آن پادشاه باريافت ، و از آنجا بخراسان و تركستان شتافت و باز از راه كرمان باصفهان آمد و آنجا بأمر معتمد الدوله پاىبست اهلوعيال گرديده و سكونت اختيار نمود ، و تا آخر عمر در آن شهر بود و در حين جلوس ناصر الدّين شاه بطهران رفت ، و چنانكه در « مجمع الفصحا » فرموده ، وى در سلك درويشان و كسوت ايشان و مصاحب فقيران و گريزان از خدمت اميران بوده ، انتهى .
و آخر در پيش از ظهر روز پنجشنبه دوازدهم ماه ربيع المولود سنه هزار و دويست و نود مطابق ( . . . ) ثور ماه برجى در اصفهان وفات كرد و در آستانه مباركه امامزاده احمد در محله ميدان شاه به خاك رفت و اينك قبر او آنجا معلوم است ، همانا از صحن امامزاده كه مىخواهيد بحرم برويد بأول ديوار ايوان كه برسيد در طرف چپ كسى كه رو بايوان بايستد در پاى ديوار كه پائين پاى آن متصل به نبش ديوار مىشود آن قبر ذو القدر واقع و سنگ لوحى كوچك كه چيزى بر آن ننوشته بر روى قبر افتاده كه مكرر زيارت آن دست داده ، و مرحوم سحاب پاقلعهاى كه در ( 1222 ) در ضمن ميرزا سيد محمد سحاب بيايد شاگرد او بوده ، و مدت عمر او نظر بتاريخ تولد و وفاتش كه ذكر شد و هم در آخر ديوان تصريح بدان نموده ؛ 78 سال مىشود ، ليكن در « طرائق » تاريخ تولد را
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٤٣٤