238 » و « مجمع الفصحا 2 : 141 » نوشته ، و از آنها چنين برآيد كه وى در اصفهان ارمنشان متولد شده ، و هم آنجا توطن داشته ، و در شاعرى با دستگاهى منيع و رتبهاى رفيع بوده ، و از هر قسم اشعارى مىسروده ، و در بدايت حال سبزىفروشى مىنموده ، و بجودت و موزونى طبعى كه داشت بمجلس شعرا پا گذاشت ، و از فيض صحبت موزونان به راه و رسم سخن آشنا شد ، و از اعاظم مشاهير شعراء گرديده و گاهى در اصفهان و گاهى در شيراز بسر مىبرد ، و در نظرها باعزاز و احترام ، و اوقاتى بآسايش و انتظام داشت ، و در صنعت طرد و عكس كه از محسنات بديعى است نهايت ماهر بوده ، و در « تحفة العالم » پس از توصيف وى شرحى نوشته مبنى بر اينكه : همانا رسيدن اينگونه مردمان كممايه به اين درجات عاليه از خصايص اصفهان ارمنشان و تأثير آب و هواى آن زمين مينو بنيان است ، و در بلاد ديگر ظهور اينگونه مردمان كم اتفاق مىافتد .
آنگاه اشعارى از او نقل كرده كه اين چند بيت از آن است :
نمودى ترك من از الفت غير * نگه كن جور را بنگر جفا را
كه با بيگانه كردى آشنائى * ز خود بيگانه كردى آشنا را
ايضا :
تا ماه رسيده آهم امشب * آه ار نرسد بما هم امشب
بىماه رخش نخفته چشمم * اى ماه توئى گواهم امشب
و له ايضا :
نه خود با من جفا آن بىوفا كرد * كه با هركس وفا كردم جفا كرد
كجا بيگانه با بيگانه اينجور * كند كان آشنا با آشنا كرد
أيضا :
مرا روزى گريبان چاك كردند * كه آن چاك گريبان آفريدند
پريشان خاطرم كردند روزى * كه آن زلف پريشان آفريدند
نخستين ماه رخسار تو ديدند * وز آن پس ماه تابان آفريدند
انتهى . و در « منتظم ناصرى ، ج 3 » وفات او را در اين سال 1212 نوشته ، و نظير شاعر زنگنهاى كه در ( 1226 ) بيايد شاگرد او بوده .