تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
ماليد ، انتهى . و او در مدت اقامت در نجف مكرر به زيارت كربلاى معلى و كاظمين و سامره سفر مىكرد ، و چون در سنه 1186 طاعونى عظيم در عراق عرب بهم رسيد وى - چنان‌كه در « الفيض القدسى : 31 » فرمايد - با اهل‌وعيال بعزم سفر خراسان از نجف بايران آمد و مدت هفت سال در مشهد مقدس بود ، و در سنه 1193 از آنجا بعراق برگشت و در اين برگشتن باصفهان آمد كه در شعبان آن سال در آنجا مرحوم آقا مير عبد الباقى امام جمعه اجازه بوى داد ، و در همان سال پس از رسيدن بنجف بعنوان حج اسلام به طرف حجاز حركت كرد ، و بطورىكه در « روضات : 680 » فرموده پس از گذشتن موسم حج بدانجا رسيد و ناچار براى درك حج در سال آينده در آنجا ماند ، و چنان‌كه همان مؤلف روضات در رسالهء أحوال آباء و اجداد خود ( ص 16 ) فرموده بطائف رفت و در آنجا تدريس همىكرد ، و بالاخره چندى كه مدت آن را در « قصص » دو سال نوشته در مكه معظمه و حجاز ماند و در آنجا بتقيه رفتار نموده و در هر چهار مذهب عامه تدريس مىفرمود و مشكلات علمى و معضلات مسائل آنان را حل مىكرد ، و به‌طورىكه در « منتهى المقال » نوشته بسى از آيات و اعجاز در حجاز از او ظاهر شد ، انتهى . و ازاين‌رو در نزد اهل سنت مقامى سامى بهم رسانيد ، بلكه بعضى از ايشان را به مذهب شيعه درآورد ، و تصرفاتى چند در خانه كعبه و مسجد الحرام كرد ، يعنى حدود طواف را معين و پارچه‌هائى كوچك از سنگهاى غير معدنى كه بمذهب شيعه سجده بر آنها جايز است در سنگهاى فرش مسجد الحرام نصب كرد كه كار بر شيعه آسان باشد ، و شايد از آن وقت باشد كه بعضى از آن جماعت دربارهء وى - چنان‌كه در « روضات : 680 نوشته - گفته‌اند كه هرگاه اين حرف شيعه راست باشد كه مهدى فرزند امام عسكرى عليه السلام مىباشد هرآينه خود اين سيد محمد مهدى خواهد بود ، انتهى . و هرچند اين كلام بغايت عجيب و عظيم مىباشد ، ليكن عجيب‌تر و عظيم‌تر از آن كلامى است كه در « دارالسلام 2 : 391 » درباره او از سيد محمد هندى كه در ( 1290 ) بيايد نقل كرده و اينجا آوردن آن موردى ندارد . و هم آن جناب وقتى در ذى الكفل براى مباحثه با يهود رفت و جمعى از آنها را بمذهب اسلام درآورده و شيعه نمود ، و وى بسيارى از آثار مجهوله را مكشوف فرموده و علماء آن روزگار قبول نمودند كه قول و فعل او را در امور دينى بمنزلهء نص آسمانى دانسته و تجاوز از آن را روا نمىشمردند ، چنان‌كه در وادى السلام نجف محل قبر هود و