محمد باقر را مىنوشته ، بر روايت او از سيد محمد مطلع نشده ؛ ليكن پس از چند سال كه در حرف ميم ؛ أحوال سيد بحر العلوم و در ضمن او أحوال جدش سيد محمد را مىنوشته ، اطلاع بر آن پيدا كرده بوده ، و ظاهرا اطلاع او از اجازهء حاج ملا احمد نراقى براى آقا محمد على نجفى بهم رسيده ؛ كه وى در آنجا سيد محمد را از مشايخ روايت آقا محمد باقر ذكر كرده ، و آن اجازه را ميرزا محمد حسين فرزند آقا محمد على در رسالهاى كه در احوال پدرش نوشته درج كرده ؛ و نسخهاى از آن را اين فقير به خط خود نوشتهام و اينك موجود است و در ( ص 33 ) اين نسخه اين مطلب ذكر شده ، و اين رساله را بموجب آنچه در « روضات » در أحوال آقا محمد على صريحا و تلويحا در آخر صفحه 661 و اول صفحه 662 نوشته ، ميرزا محمد حسين از نجف باصفهان براى ميرزا محمد حسن فرستاده و آنجا بدست مؤلف « روضات » افتاده و اين مطلب را از آن نقل كرده .
بههرحال ، تاكنون ما به غير از اين چهار نفر كسى را از أساتيد درس و مشايخ روايت او نيافتهايم ، و پدرش ملا محمد أكمل در صدر اين عنوان اندكى از احوالش نوشته شد ، و ببقيه ؛ يعنى آقا سيد صدر الدّين در 1218 ، و شيخ يوسف در 1220 اشارتى خواهد رفت ، و سيد محمد نيز در ( ص 178 ) گذشت .
اكنون بايد سلسلهء سند روايت اين سه نفر مشايخ روايت آن بزرگوار را تا بيكى از ائمه عليهم السلام برسد ذكر كنيم ، پس چنين گوئيم كه : بموجب مسطورات « روضات - الجنات : 125 » و « الاسناد المصفى : 31 » و ما بعدها ؛ ملا محمد أكمل روايت مىكند از علامهء مجلسى ، از پدرش ملا محمد تقى ، از شيخ بهائى ، از پدرش شيخ حسين ، از شهيد ثانى ، از شيخ على بن عبد العالى ميسى ، از محقق كركى ، از شيخ على بن هلال جزائرى ، از شيخ أحمد بن فهد حلى ، از شيخ مقداد فاضل ، از شيخ بزرگوار شهيد اول ، از فخر المحققين ، از پدرش علامهء حلى ، از دائيش محقق حلى ، از سيد محيى الدّين محمد ابن زهرة ، از ابن - شهرآشوب ، از سيد ذو الفقار مروزى ، از شيخ طوسى ، از شيخ مفيد ، از شيخ جعفر ابن قولويه ، از شيخ كلينى ، از سعد بن عبد اللّه أشعرى ، از محمد بن أحمد بن يحيى ، از محمد بن خالد برقى كه از اصحاب حضرت رضا عليه السلام بوده .
و آقا سيد صدر الدّين ؛ چنانكه در « روضات : 332 » نوشته روايت مىكند از ملا -
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٢٣٠