تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
كوچكتر از هر دو است » . سى و پنجم : « رساله‌اى در حيض » كه كوچك و ناتمام است . سى و ششم : « رساله‌اى در حيله‌هاى شرعيهء ربا » . سى و هفتم : « رساله‌اى در زكات و خمس » كه فارسى و كوچك است . سى و هشتم : رساله‌اى در صورت مناظره‌اش با بعضى از علماء عامه در استحالت رؤيت حق تعالى . سى و نهم : رساله‌اى در عدم اعتماد برؤيت هلال » قبل از زوال . چهلم : « رساله‌اى در فساد عقد بر دختر صغيره » براى محض حليت نظر بمادرش چهل و يكم : « رساله‌اى در قياس » كه كوچك است ، و آن را تتمهء « حاشيه ذخيره » قرار داده . چهل و دويم : « رساله‌اى در معاملات » . به فارسى . چهل و سيم : « رساله‌اى » در وجه تسميه بعضى از ائمه عليهم السلام فرزندان خود را بنام خلفاء جور . چهل و چهارم : « شرح مفاتيح » فيض از طهارت تا خمس كه از جياد كتب بشمار آيد و باندازهء كتاب « مدارك » مىباشد . چهل و پنجم : كتاب « الفوائد الحائرية » در بيان آنچه فقيه ناچار است از دانستن آنها . چهل و ششم : « فوائد » ملحقه به آنها و بسا باشد كه اولى را « الفوائد العتيقة » و ثانيه را « الفوائد الجديدة » گويند ، و مرحوم حاج محمد حسن قزوينى كه در 1240 بيايد ، أولى را مختصر كرده بنام « ملخص الفوائد السنيه » و چندين نفر بر اين « فوائد جديده » حاشيه نوشته‌اند ، از آن جمله : سيد احمد خراسانى كه در 1235 بيايد . چهل و هفتم : « رساله‌اى در نقد جوابات علامهء مجلسى » بر مطالب بعضى از فضلاء خراسان ؛ كه در « الذريعة 5 : 201 » نوشته . اينك اسامى أساتيد و مشايخ روايت او : همانا ما از پيش نوشتيم كه وى در نزد پدر خود ملا محمد أكمل و آقا سيد صدر الدّين قمى و شيخ يوسف بحرينى درس خوانده ، و اكنون گوئيم كه : او هم از پدر خود و سيد صدر الدّين مرقوم و سيد محمد بروجردى اجازت روايت داشته ؛ چنان‌كه در « الاسناد المصفى : 31 » فرموده ، و در « روضات : 125 » فرمايد كه : من تاكنون روايت او را باجازت و غير آن از أنحاء تحمل نديده‌ام مگر از پدرش ملا محمد أكمل ، و در ( ص 678 ) در أحوال سيد محمد بروجردى مزبور فرموده كه : وى يكى از مشايخ ثلاثهء روايت سمى ما مروج بهبهانى بوده انتهى . و اين دو سخن باهم تنافى ندارد ، زيراكه در وقتى كه در اين كتاب أحوال آقا