در مجلس تحديث او جمع شده ، و سيد حسين شيخونى « صحيح بخارى » را مىخواند و او حديثى از مسلسلات أوليه يا غير آنها املاء مىكرد و در رجال و روات آن از حفظ بحثى تمام مىنمود ، و از عقب آن چند شعر مىخواند كه مورد تعجب سامعين مىگرديد و ازآنرو نامش مشهور و مقامش بزرگ شد ، و اكابر و أعيان رو بوى آوردند و بسيارى از اعيان مهمانىهاى عمده نموده و او را با خواص طلبه دعوت ، و وى آنجا براى آنها إقراء حديث مىكرد و صاحبخانه و اولاد و عيال وى و اصحاب و احبابش همه مىشنيدند و مجمرههاى عود براى احترام حديث همواره در اشتعال بود .
و در سنه 1194 ، پادشاه وقت سلطان عبد الحميد خان اول كه در ( ص 141 ) گذشت و وزير اعظم او محمد پاشاى راغب ، او را نزد خود خوانده و او از رفتن امتناع كرد ، و همچنين ملوك نواحى ديگر ؛ از ترك و حجاز و هند و يمن و شام و مصر و عراق و مغرب و سودان و فران « 1 » و الجزائر و ساير بلاد بعيده ، همه با او مكاتبه داشتند ، و سلطان عبد الحميد خان مرقوم و محمد پاشا از او اجازت خواستند و او اجازتى بكتب حديث براى وى و محمد پاشا نوشته ارسال داشت ، و همچنين اجازهها براى مردم غزه و دمشق و حلب و آذربايجان و تونس و ديار بكر و سنار « 2 » و دارفور و غير آنها كه بر او وارد شده و حديث مىشنيدند نوشت و بالاخره در ميان علماء متقدمين و متأخرين اسلام مقام بلندى از علم و عمل و شهرت و رياست بهم رسانيد .
اينك أسماء برخى از تأليفات او به ترتيب حروف نوشته مىشود :
[ الف ] 1 - « الابتهاج » بختم صحيح مسلم بن حجاج 2 - « الابتهاج » بذكر امر حاج 3 - « إتحاف الاخوان » در حكم دخان 4 - « اتحاف الاصفياء » بسلاسل أولياء 5 - « اتحاف بنى الزمن » در حكم قهوهء يمن 6 - « اتحاف السادة المتقين » بشرح أسرار إحياء علوم الدّين ، در شرح كتاب « إحياء علوم الدّين » امام غزالى در اخلاق ، ده جلد 7 - « اتحاف سيد الحى » بسلاسل بنى طى 8 - « اجازه براى اهل راشديه » 9 - « اجازه براى مردم قسمطينه » 10 - « الاحتفال » بروزهء شش روز از ماه شوال « 3 » .
هامش
( 1 ) فران ، بر وزن شداد بلاد وسيعى است در مغرب .
( 2 ) سنار ، بكرسين ناحيهئى است در بحرين .
( 3 ) احتفال : ايستادگى كردن