پشت نسخهاى از جلد دويم كتاب « حيوة القلوب » خطى كه در سنه 1118 نوشته شده ، و در كتابخانه آقاى كلباسى كه در 1295 بيايد موجود بوده به خط كسى كه نشناختم به نظر رسيد ، مانند تاريخ وفات بعضى ديگر از بزرگان كه هريك بجاى خود نوشته و اشاره بدانها خواهد شد ، و ما را قطع بر صحت آنها بهم رسيد ، ليكن در « روضات الجنات » و بسيارى از كتب ديگر هرجا تاريخ وفات او ديده شده در سال 1197 بدون تعيين ماه و روز گفتهاند ، و ظاهرا همه بىواسطه يا بواسطه منقول از « روضات » بوده باشد و مأخذ او هم اشعار مرثيه و ماده تاريخى است كه از مرحوم آقا محمد كاظم و آله بر روى سنگ لوح قبر او نقر شده بدين قرار :
از جفاكارى چرخ و از ستمكارى دهر * رفت از اين دنياى دون و شد از اين دار زبون
حضرت آقا محمد آنكه در هر فن علم * طفل مكتبخانه او بود عقل ذوفنون
ماحى كفر و ضلال و حامى اسلام و دين * عرف از قهرش مخوف و شرع از لطفش مصون
چونكه بود او چار ركن علم و عرفان رفت و شد * خانهء دين قصر علم و كاخ رفعت سرنگون
شاهبازش چون همائى بود قدسىآشيان * كرد پرواز او ز شاخ عالم ناسوت دون
موجى از درياى وحدت بود و رفت و باز شد * متصل با بحر و از چاه طبيعت شد برون
عارف سر إله آن نظم وحدت آنكه بود * قطب الاقطاب جهان و كاخ گردون را ستون
گشت پران بر سپهر و شد روان اندر زمين * از دل و چشم خلائق تير آه و سيل خون
مرغ روح او ز تن چون طائر از قيد قفس * رفت و طيران كرد اندر گلشن لاهوت دون
كرد و آله از پى تاريخ او بيتى رقم * تا بود هر مصرعى بر سال فوتش رهنمون
قبله ارباب علم آقا محمد شد ز دهر * برگزيده عارفى عالم شد از دنياى دون
و اين اشعار و ماده هيچ حجيتى ندارد ، چه مكرر ديده شده شعرائى كه ماده تاريخ مىگويند ، وقتى كه تاريخى جستند كه يكى كمتر يا زيادتر از سال واقعى است همان را درج در يادداشتها و روى سنگ قبر نموده و سال وفات را طبق آن قرار مىدهند ، بلكه از چندين نفر از شعراء معاصرين كه ماده تاريخهاى كم و زياد گفته بودند شنيديم كه اين مسامحات را مغتفر مىدانستند ، و بههرحال از أعقاب او ما همين اندازه مىدانيم كه