دست طائفهاى از ملائكه مقربين بمحضر اولياء متقدمين و متأخرين كه در آنجا حاضر بودند احياء باجساد خود و اموات بارواح خود خلعت در آن حضرت پوشانيدند و ملائكه و رجال الغيب مجلس آن حضرت را در ميان گرفته بودند و صفها در هوا ايستاده و بر روى زمين هيچ ولى آن عصر نماند مگر كه گردن خود را پست كرد و گويند يك كس از عجم تواضع نكرد ، حال وى را سلب نمودند و ظاهر است كه اين قسم دعوى از كمال عنايت بىنهايت الهى و فرزندي و حمايت حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و آله و سلم كه همه اولياء اللّه آن عصر تواضع نمودند و فرمان ايشان را قبول كردند و هيچ ولى آن عصر اين مقام را « الف » نرسيد ،
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
« ب » وفات آن حضرت غوث الثّقلين بعد از نماز عشاء شب شنبه هشتم يا نهم ربيع الآخر گفتهاند و بقولى سيزدهم و بقولى هفدهم ماه مذكور بود ، اما اصح قول نهم ماه است - مدت عمر شريف آن حضرت بقول اول از سال ولادت نود سال و هفت ماه و نه روز است بقول ثانى هشتاد و نه سال و هفتاد و نه روز است و عرس آن حضرت در هندوستان يازدهم و بعضى هفدهم مىكنند ، اما در بعض بلاد هفدهم و اصح قول نهم است - روزى شيخ عبد الوهاب ولد آن حضرت ( رحمهما اللّه ) طلب وصيت كرد ، فرمود " عليك بتقوى اللّه و الطّاعة " يعنى لازم گير تقوى و طاعت و پرهيزگارى كه خالص از براى خداى تعالي باشد و لا تخف احد و لا ترج يعنى مترس از هيچكس و اميد مدار از هيچكس به غير از خداى تعالى و كل الحوائج الى اللّه كلّها و اطلب منه يعني بسپار حاجتها را به حق سبحانه و بطلب حاجتها را ازو و لا تشق « ج » باحد سوى اللّه يعنى اعتماد مكن بر هيچكس مگر بر وى و خذ التّوحيد اجماع الكل يعنى لازم گير توحيد را و تكرار « د » براى تاكيد است و بر توحيد اجماع كل است و جميع مشايخ و سادات « ه » را بر توحيد اتفاق است و بعد از
هامش
( الف ) سع ، مظ ( را ) ندارد
( ب ) الجمعة 4
( ج ) سع ، مظ ( لا ) ندارد
( د ) غح ، عر - توحيد
( ه ) غح ، عر - سيادات