تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
گويد كه مردى از همدان بر آن حضرت درآمد و گفت " پدر من وفات يافته است ، او را در خواب ديدم ، گفت مرا در گور عذاب مىكنند ، به خدمت شيخ عبد القادر ( رح ) برو ، التماس دعا كن " - شيخ گفت بر مدرسهء من گذشته ؟ گفت آرى ، شيخ ساكت شد ، روزى ديگر آن مرد بيامد و گفت پدر خود را در خواب ديدم بغايت خوش و خرم و خلعت سبز دربر پوشيده مىگفت كه عذاب از من برداشتند و اين خلعت به بركت شيخ عبد القادر ( رح ) به من دادند " - يكى از اهل يمن گويد كه عزيمت اسلام كردم ، در خاطر داشتم كه در پيش بهترين اهل يمن به اين سعادت مشرف گردم ، در خواب ديدم كه عيسى عليه الصّلاة و السّلام مىفرمودند كه در بغداد برو ، بر دست شيخ عبد القادر ( رح ) اسلام آر كه بهترين اهل زمين است و شيخ عمر بن مرزوق رحمة اللّه عليه گفته‌اند كه شيخ عبد القادر ( رح ) امام و سيد ما است ، هركه درين زمانه به راه الهى مىرود پس شيخ عبد القادر ( رح ) امام اوست و حق تعالى عهد گرفته است كه از اولياء وقت كه مر او را قبول كنند و هر فيض كه از رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم به كسى مىرسد درين زمانه از شيخ عبد القادر ( رح ) مىرسد و بر مراتب جميع اولياء زمانه اطلاع دارد و هيچ‌كس را به مرتبهء شيخ اطلاع نيست و درين طريقه هيچ‌كس را بجز خدا و رسول ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) برو منت نيست و آن حضرت مىفرمودند كه مىخواستم كه در صحراها تنها باشم ليكن حق سبحانه و تعالى نفع خلق را بر من بار بسته است و تا حال صد هزار كس بر دست من توبه كرده‌اند و شيخ على بن هاتى رضى اللّه عنه « 116 » از كبار مشايخ‌اند و مريد شيخ تاج العارفين ابو الوفا ( رح ) و ايشان مريد شيخ ابو محمد شنكى ( رح ) « الف » و ايشان مريد شيخ
هامش
( الف ) غح ، عر - شمكى ، ولى شنبكى درست است ( كذا فى سالك السالكين ج 1 ، ص 337 - طبقات الكبرى ص 261 ) ( 116 ) مولانا شيخ عبد الحق محدث وهلوى ( رح ) در اخبار الاخيار ص 16 ، مفتى غلام سرور در خزينه الاصفياء ج 1 ، ص 154 و امام ابو الحسن شعرانى در طبقات الكبرى ص 282 " على بن هيتّى " نوشته است - تاريخ وفات ايشان 561 ه ( خزينة الاصفياء ) يا 564 ه ( طبقات الكبرى ) است و قبر ايشان در زريران از مضافات نهر الملك است .