تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
داخل آن جماعت نمودند - روزى يك از مردان غيب « الف » در هوا مىرفتند ، چون بر سمت راست « ب » بغداد گذشت و گفت « ج * » هيچ مردى نيست ، حضرت غوث الاعظم دريافته حال را ازو سلب نمودند و آن جوان از هوا بر درگاه آن حضرت افتاد و بالتماس شيخ على بن هيتى ( رح ) آمد و از تقصير او درگذشتند ، توبه كرد و باز در هوا پرواز نمود و برفت و طريقهء آن حضرت تمام شرع بود و اگر كسى را مىديدند كه بر خلاف شرع عمل مىكند حال او را سلب مىكردند و مىفرمودند كه اى مرد ! اگر ادب شريعت نمىبود هرآيينه خبر مىكردم شما را از آنچه مىخريد و ذخيره مىكنيد ، شما پيش من همچو آئينه مىآئيد ، مىبينم آنچه در ظاهر و باطن شما است - نقل است از شيخ عبد الرّزاق ( رح ) فرزند آن حضرت مىفرمودند كه مرا بدست كاغذى داده شد به مقدار درازى انتهاى نظر ، ديدم كه نام مريدان و اصحاب من تا قيامت نسبت خود به من درست خواهند كرد ، در آنجا ثبت نموده و حكم شد كه اين‌همه را به تو بخشيدم - نقل است كه آن حضرت مىفرمودند " قسم بعزّت و جلالت او كه قدم برندارم پيش پروردگار خود تا روان نكند مريدان مرا با من بسوى بهشت " - نقل است كه شيخ عمران ( رح ) كه وقتى به آن حضرت عرض كردم كه اگر شخصى خود را مريد حضرت « ج » شما بگويند و دست بيعت بشما نداده باشد و خرقه از شما نپوشيده باشد ، آيا او را از اصحاب حضرت شما شمارم يا نه ؟ فرمودند بلى ، هركه خود را به من نسبت كند ، قبول كند او را حق سبحانه و تعالى ، بيامرزد گناهان او را و او از جمله اصحاب من است و آن حضرت گفت هركس كه از مريدان من باشد و بلغزد مركب او تا قيام قيامت دستگيرى كنم ، بشارت باد بر كسانى كه پير ايشان شيخ عبد القادر ( رح ) است و امام ايشان ابو حنيفه ( رح ) و پيغمبر ايشان محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم است و آن حضرت فرموده‌اند كه هر مسلمانى كه بر مدرسهء من گذشته يا روى من ديده است عذاب گور و قيامت ازو تخفيف كرده شود - راوى مى
هامش
( الف ) عر - رجال الغيب ( ب ) سع ، غح ، عر - راس ( ج * ) سع ، مظ ( گذشت و گفت ) ندارد ( ج ) سع ، مظ ( شما ) ندارد