ششصد هجرى بود و قبر ايشان در بغداد متصل برادر خود شيخ عبد الوهاب است .
ديگر شيخ ابو نصير موسى قدس الله سره ، آخرين فرزند حضرت غوثالاعظماند و تحصيل علوم در خدمت والد شريف خود نموده فقيه و محدث و عارف و كامل گشتند ، ولادت ايشان در سلخ ربيع الأول سال پانصد و سى و نه ( هجرى ) بود و به دمشق متوطن شده در همان جاى غره جمادى الاخرى « الف » سال ششصد و هژده هجرى وفات نموده و قبر ايشان در دمشق است حليهء مبارك آن حضرت ( رح ) در كتب معتبره چنين نوشتهاند نحيف البدن ، ميانبالا ، عريض الصدر ، گشادهپيشانى ، گونمگون ، پيوسته ابرو و آواز آن حضرت بلند بود و لباس بطريق علماء مىپوشيد ، گاه طيلسان و گاه جامهء درى گرفته كه قيمت يك گز آن بيك دينار بود و يك جبه زياده مىبود و مىفرمودند كه نمىپوشم تا نمىپوشانند و نمىخورم تا نمىخورانند و نمىگويم تا نمىگويانند - نقل است كه روزى به خانهء آن حضرت دزد آمد ، نابينا شد ، هيچ نتوانست بردن ، درين اثناء خضر عليه السلام دررسيد و گفت يا ولى اللّه ! يكى از ابدال فوت شده ، بهر كس كه فرمائى بجاى او نصب كرده بود ، فرمودند كه در خانهء ما شخصى بشكستگى افتاده است بايد كه او را آورده شود و بجاى آن نصب كرده شود ، پس خضر عليه الصّلاة و السّلام او را از آن خانه پيش آن يگانهء عصر آورد و بيك نظر كيميا اثر آن حضرت بينا گرديده به مرتبهء ابداليت رسيد - چون در آن بقعه شريفه به غير از معرفت و محبت الهى چيزى نبود ، پس در حقيقت آن شخص بدزدى اين متاع آمده بود ، ازين بود كه حضرت او را بمطلب رسانيد و محروم نساخت ، به مرتبهء ابداليت فائز گردانيد - گويند كه عزل و نصب اقطاب و ابدال و اوتاد و سلب حال اولياء بر دست ايشان بود ، هرك را مىخواستند عزل مىنمودند ، ديگرى را بجاى او نصب مىنمودند ، چنانچه يكى از ابدال وفات يافته بود ، كافرى را از قسطنطنيه آورده و موى بر دست او گرفته محمد نام گذاشته و طاقيهء مبارك خود بر سر او نهاده
هامش
( الف ) غح ، عر - ربيع الاول