دروغ گفتن دور شود اين طريقت است و چنان شدن كه به اختيار و بىاختيار دروغ گفتن نيايد ، نه از دل و نه از زبان اين حقيقت است و حضرت خواجه عبد اللّه « الف » احرار قدس اللّه سره فرمود كه شريعت اجراء احكام است بر ظاهر و طريقت تعمل و تكلّف است در جمعيت باطن و حقيقت رسوخ است درين جمعيت و پير على هجويرى قدس سره در كشف المحجوب آورده است كه اين دو عبادت مر اين قوم را كه يكى صحت حال ظاهر نكنند و يكى اقامت حال باطن و دو گروه اندرين معنى بغلطاند يكى علماى ظاهر كه گويند كه فرق نكنيم كه شريعت خود حقيقت است و حقيقت خود شريعت و يكى گروه از ملاحده « ب » كه قيام هريك از پى ديگر روان دارد و گويند كه حال حقيقت گشت شريعت برخيزد و اين سخن از شيعه است و دليل ايشان آنكه شريعت اندر حكم از حقيقت جدا هست چنانچه تصديق از قول جدا هست اندر ايمان ، و دليل مايان آنكه جدا نيست زيراكه تصديق قول « ج » ايمان نباشد و قول بى « د » تصديق گردش نه و فرق ظاهر است ميان قول و تصديق - پس حقيقت عبارت است از گرديدن بمعنى كه نسخ بر آن روا نباشد از عهد آدم ( ع ) تا بفناى عالم ، حكم آن متساوى است چون معرفت حق و شريعت عبارت است از گرديدن بمعنى كه نسخ و تبديل بر آن روا بود چون احكام و اوامر ، پس شريعت فعل بنده بود و حقيقت داشت خداوند و حفظ و عصمت وى تعالى پس اقامت شريعت بىوجود حقيقت محال نباشد و اقامت حقيقت بىشريعت محال و مثال او چون شخصى بود زنده بجان و چون جان از وى جدا شود آن شخص مرده شود ، جان وى كه قيمت ايشان بمقارنت يكديگر است - همچنين شريعت بىحقيقت رياى بود و حقيقت بىشريعت نفاقى و خداوند گفت عزّ و جل
" وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا "
« ه » يعنى آنكه كوشش نمايد در كار ما و اقامت دين ما هرآينه ره نمائيم ايشان را از راههاى خود پس مجاهدت شريعت است و هدايت حقيقت است ، آن يكى حفظ بنده احكام ظاهر را با خود و آن ديگر حفظ حق مر احوال
هامش
( الف ) عبيد اللّه
( ب ) غح ، عر ، مظ - مواحده
( ج ) سع ، غح ، مظ - پى
( د ) ايضا
( ه ) العنكبوت 69