تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
مجاوران مكة الله‌داد و مىگفت " اى امتيان ضعيف و اى عاصيان نحيف ! در دنيا و آخرت از اندوه و غم شما بيغم نبوديم . الحال وقت رحلت است " . از جمله اصحاب ( رض ) بلكه از هر سنگ و چوب بيت اللّه غريو و ناله « الف » برآمد - بعد از آن رخ مبارك بمدينه منوره نهاد - چون در بير سامت رسيد تپ محرق او را پيدا شد ، سه صد كس اصحاب را در آن محل ذكر و فكر تلقين كرد و مىگفت " اصحابى كالنّجوم بايّهم اقتديتم اهتديتم " . كما قال اللّه تعالى عزّ و جل
" إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ "
« ب » تپ محرقه مرض موت نبود زيراكه حجة الوداع در سال دهم از هجرت بود و وفات آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم در سال يازدهم بود و بيعت « 63 » آن حضرت عليه من الصّلوات و التّسليمات باصحاب كرام عليهم من الرّضوان در سال ششم بود - بنابرآن اين فقير حقير خاك پاى كبير و صغير عاصى و جانى عفى اللّه تعالى عنه دست بر دامن گنج انوار و مخزن اسرار ، پيشواى شريعت و مقتداى طريقت و رهنماى حقيقت و مخزن معرفت بحر عرفان حافظ قرآن حضرت حافظ محمد « 64 » بنى اسرائيلى سژ بنى « 65 » قدس اللّه سره و برد اللّه مضجعه زده و
هامش
( الف ) سع ، غح ، مظ - نالان ( ب ) الفتح 10 ( 63 ) ازين بيعت مراد " بيعت رضوان " است كه در سنه ششم هجرى بمقام حديبيه زير درختى مغيلان كه در لغت عربى " ام غيلان " گويند انجام نمود ، آن‌وقت تعداد صحابه ( رض ) باختلاف روايات هزار و سيصد يا هزار و چهارصد يا هزار و پانصد بود - از حضرت جابر ( رض ) هزار و چهارصد منقولست و همين قول ارجح است ( تفسير ابن كثير ، الفتح 10 . ( 64 ) ولادت با سعادت ايشان اغلبا در سال 1155 ه در موضع كله دهير متصل عمرزى ( بخش چارسده ، شهرستان پشاور ) واقع شد ، پدرش درو خان بود - شيخ موصوف در زمانهء تيمور شاه پسر احمد شاه ابدالى درگذشت . ( 65 ) سژينى يا سر بنى نام قبيله‌اى از قبائل افغانان است كه بنام سر بن بن قيس عبد الرّشيد موسوم است - بعد از هجوم آوردن بخت‌نصر به فلسطين بعضى از قبائل بنى اسرائيليان از مظالم بخت‌نصر تنگ آمده هجرت كردند و در حوالى مكه معظمه در سرزمين عرب آباد شدند نعمت اللّه هروى مؤلف تاريخ مخزن افغانى و شير محمّد خان گنداپور مؤلف تواريخ خورشيد جهانى مىگويند كه در زمانهء نبى آخر زمان صلى اللّه عليه و سلم سرداران اين قبائل به دعوت و ترغيب خالد بن وليد ( رض ) زير قيادت قيس در خدمت اقدس حاضر شده مشرف باسلام شدند - آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم نام عبرانى قيس را تبديل كرده عبد الرّشيد نام نهاد ( واضح باشد نام عبد الرّشيد به زمره مهاجرين يا انصار ( رض ) در كتب صحاح رجال يافته نشد ، ممكن است عبد الرّشيد از مهاجرين مكه يا انصار مدينه نباشد بلكه از وفود ، و طوائف دوردست بوده باشد و اللّه اعلم ) بقول مؤرخين مذكور حضرت خالد ( رض ) دختر خويش سارا را در عقد عبد الرّشيد داد ، وى را ازو سه فرزند متولد شدند كه بزرگ آنان سربن بود ، ديگر دو فرزند غورغشت و بثن بودند - ( رجوع كنيد به تاريخ مخزن افغانى مترجمه دكتر محمّد بشير حسين طبع مركزى اردو بورد لاهور 1968 م - ص 425 - تواريخ خورشيد جهان طبع لاهور 1131 ه ص 60 - 61 ) .
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 108 | شيخ محمد شعيب