ولى افتضاح اينجاست كه ماها از آن گريهء دروغى هم عارى و مبرّا هستيم ! چرا كه همان گريهء دروغى را هم اگر انسان مواظب باشد ، اثرى در قلب مىكند كه بالأخره منجرّ به گريهء واقعى و حقيقى مىشود .
بارى ؛ اين توبه را كه بنده بهجا بياورد اميدوارى خيلى است كه همين توبه ، برايش علّت تامّهء وصول به مقصود باشد ؛ چرا كه صريح آيهء وافى هدايت است كه :
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ
« 1 »
و عرض شد كه محبّت خدا به بنده را مىفرمايند « 2 » كه عبارت است از كشف حجب و مقصود اصلى هم همين است و بس .
فيالها من درجة ما أعظمها و أعلاها !
و من مقام ما أسناها و أبقاها !
و من حال ما ألذّ و أبهجها !
[ « وه ، چه درجهء اعظم و بلندى ! و چه مقام رفيع و ماندگارى ! و چه حال لذّتبخش و بهجتآفرينى است ! » ]
[ مشارطه ، مراقبه و محاسبه ]
بارى ؛ سالك راه خدا را بعد از توبه ، لازم است از مشارطه ، مراقبه و محاسبه در اوّل صبح ، مشارطه « 3 » با نفسش نمايد ؛ مشارطه شريك و سهيم در اعزّ و انفس سرمايهها و در عرض روز تا وقت خواب ، مراقبهء كامل و در وقت خواب ، محاسبهء كامل از تمام آنچه در اين مدّت صرف كرده است از وقتش و از قواى ظاهرى و باطنى و آنچه از نعمتهاى الهى در آن صرف كرده و يا
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ( 3 ) ، آيهء 222 .
( 2 ) - مىفرمايد ( نسخه بدل ) .
( 3 ) - مشارطه : با خود شرطبندى نمايد كه امروز نبايد گناهى از من صادر شود .