كوهها بزن !
بارى ؛ اى برادر ! عادة اللّه ، بين بندگانش يك منوال است .
من و تو هنوز وقت داريم بلا ظاهرا نازل نشده ، مىتوانيم كه از درياى رحمت ارحم الرّاحمين حظّى ببريم و اين آتشهاى افروخته را خاموش نماييم .
[ توبههاى واقعى ]
بارى ؛ اوقات توقّف ايّام تحصيل كه نجف اشرف مشرّف بوديم ، جناب عالم عامل جليل و حكيم بزرگوار بىبديل آخوند ملا حسين قلى همدانى - قدّس اللّه روحه - به يكى از طلاب راه آخرت ، عمل توبه را تلقين فرمودند ، دو سه روز به جهت انجام اين مهم غائب شد ، بعد كه آمد ديديم كه بدنش كه چاق و نشيط و رنگش كه خيلى آبدار بود ، بدنش كأنّه نصف شده و رنگش زرد و پريشان گرديده كه عادتا در يك دو روز رياضت ، متوقّع نبود كه اين مقدار تغيير در صورت پديد آيد ؛ بعد معلوم شد كه مردانه عمل كرده ! و يكى ديگر را شنيدم كه [ در ] مجلس توبهاش ، شش ساعت مشغول گريهوزارى بوده !
[ علامت گريههاى واقعى ]
خلاصه ؛ جدّ مىخواهد ، بىجدّ بلكه به هواوهوس ، كار از پيش نمىرود و مىتوانم عرض بكنم كه گريههاى ما هم گريهء واقعى نيست ، چرا ؟ !
گريه آن است كه از سوز دل آيد بيرون و الّا هرآب چشم گريه نيست !