پس حضرت فرمود : آيا به خدا شريك قرار دادى ؟ عرض كرد : پناه مىبرم به خدا از اينكه به خداى خود شريك قرار بدهم .
[ حضرت ] فرمود : آيا نفسى را كشتهاى كه خداوند قتلش را حرام فرموده است ؟ عرض كرد : نه .
پس فرمود : خداوند مىبخشد گناهان تو را ، اگرچه به بزرگى كوهها باشد !
جوان عرض كرد : گناهان من از كوهها بزرگتر است !
حضرت فرمودند : خداوند مىبخشد اگرچه مثل هفت زمين و درياهاى آن و ريگهاى آن و اشجار « 1 » آن و آنچه در آن است از مخلوقات بوده باشد !
[ جوان گناهكار ] عرض كرد : گناهان من از همهء اينها بزرگتر است !
پس [ حضرت ] فرمود كه مىبخشد خداوند گناهان تو را ، اگرچه به قدر آسمانها و ستارگان و به قدر عرش و كرسى باشد !
[ جوان گناهكار ] عرض كرد : گناهان من از اينها هم بزرگتر است !
معاذ [ راوى حديث ] مىگويد : حضرت نظرى فرمودند به آن جوان مثل اينكه غضب فرمودند و [ سپس ] فرمودند : ويحك ! گناهان تو بزرگ است يا پروردگار تو ؟ !
پس جوان به روى خود بر زمين افتاد و گفت : سبحان ربّى ! چيزى بزرگتر از خداى من نيست ، پروردگار بزرگتر است از هربزرگى يا رسول اللّه !
پس حضرت فرمودند : پس آيا مىبخشد گناهان عظيم را مگر
هامش
( 1 ) - درختان .