[ حكايت توبه كردن جوان كفندزد ]
در « تفسير صافى » در شأن نزول آيهء مباركهء :
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ . . .
« 1 »
[ « و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند يا به خود ستم كنند ، به ياد خدا مىافتند و براى گناهان خود ، طلب آمرزش مىكنند و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد ؟ . . . » ]
از « مجالس صدوق » « 2 » ، روايت كرده از حضرت صادق عليه السّلام كه معاذ بن جبل داخل شد خدمت حضرت رسالتپناه صلّى اللّه عليه و إله ، باكيا « 3 » و سلام عرض كرد و جواب شنيد ، [ پيامبر ] فرمودند : چرا گريه مىكنى ؟ عرض كرد : يا رسول اللّه ، دم در ، جوانى هست خوشصورت و رنگ خوب ، چنان بر جوانى خودش گريه مىكند كه مثل زن پسر مرده و مىخواهد به حضور مبارك مشرّف بشود ؛ فرمودند : بياور آن جوان را ؛ معاذ رفت و جوان را حاضر كرد ؛ پس [ جوان ] سلام عرض كرد ، حضرت جواب فرمودند ، سپس فرمودند كه چه چيز تو را سبب گريه شده است ؟
عرض كرد : چطور گريه نكنم كه گناههايى را مرتكب شدهام كه اگر خداوند عالم مرا به بعضى از آنها اخذ نمايد مرا داخل جهنّم مىكند و من چنين مىبينم كه به زودى مرا اخذ خواهد فرمود و ابدا اين گناهان را نخواهد بخشيد . !
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 135 .
( 2 ) - « أمالى شيخ صدوق » ، ص 96 ، مجلس 11 ، حديث 76 .
( 3 ) - گريان .