عنقا شكار كس نشود دام بازگير * كانجا هميشه باد به دست است دام را
فدع عنك بحرا ضلّ فيه السّوابح . « 1 »
در اين ورطه كشتى فرو شد هزار * كه پيدا نشد تختهاى بر كنار
امّا به اعتبار تجلّى در مظاهر اسماء و صفات در هرموجودى روئى دارد ، و در هرمرآتى جلوهاى مىنمايد .
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
« 2 »
و لو أنّكم أدليتم بحبل إلى الأرض السّفلى ، لهبط على اللّه . « 3 »
و اين تجلّى همه را هست ؛ ليكن خواصّ مىدانند كه چه مىبينند ، و لهذا مىگويند : ما رأيت شيئا إلّا و رأيت اللّه قبله و بعده و معه . « 4 »
دلى كز معرفت نور و صفا ديد * بهر چيزى كه ديد اوّل خدا ديد
بهر كه مىنگرم صورت تو مىبينم * از اين ميان همه در چشم من تو مىآيى
و عوام نمىدانند كه چه مىبينند .
هامش
( 1 ) - « دست بردار از دريايى كه در آن كشتىها گم و نابود شدند . »
( 2 ) - آيهء 115 ، از سورهء 2 : البقرة :وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ .( 3 ) - « و اگر شما ريسمانى را به پستترين نقطهء زمين آويزان كنيد و بفرستيد ، تحقيقا بر خدا سقوط خواهد نمود . »
( 4 ) - « من نديدم چيزى را مگر آنكه پيش از او و پس از او و با او خدا را ديدم . »