حكيم فرمود : اين سفاهت نبود بلكه حكمت بود ؛ زيرا كه آب دهان را در جايى كه خسيستر و پستترين جاهاى منزل است مىافكنند ، و من نديدم در منزل تو پستتر از تو جائى را ، لاجرم تو را شايستهء اين كار ديدم پس آب دهان خود را به صورت تو افكندم .
مؤلّف گويد : تنبيه فرمود اين مرد دانا بر قباحت و دنائت جهل ، و آنكه قبح و زشتى آن با داشتن منزل خوب و پوشيدن لباسهاى فاخر زايل نخواهد شد . و لكن مخفى نماند كه فضيلت براى علم وقتى است كه با عمل منضمّ « 1 » گردد و اين فضيلت با آن خصلت شريفه توأم گردد .
و لقد اجاد من قال :
نيست از بهر آسمان ازل * نردبان پايه به ز علم و عمل
علم سوى در إله برد * نه سوى ملك و مال و جاه برد
هركه را علم نيست گمراه است * دست او زانسراى كوتاه است
كار بىعلم تخم در شور است * علم بىكار زنده در گور است
حجّت ايزدى است در گردن * خواندن علم و كار ناكردن
آنچه دانستهاى به كار درآر * خواندن علم جوى از پى كار
تا تو در علم با عمل نرسى * عالمى فاضلى ولى نه كسى
علم در مزبله فرونايد * كه قدم با حدث نمىپايد
چند از اين ترهات « 2 » محتالى « 3 » * چشمها درد و لاف « 4 » كحّالى « 5 »
دانش آن خوبتر ز بهر بسيج * كه بدانى كه مىندانى هيچ
قال عيسى بن مريم عليه السّلام : اشقى النّاس من هو معروف عند النّاس بعلمه مجهول بعمله ؛ يعنى حضرت عيسى عليه السّلام فرمود : شقىترين مردم كسى است كه معروف باشد نزد مردم به علم و مجهول باشد به عمل . « 6 »
هامش
( 1 ) - ضميمهشده ، پيوسته .
( 2 ) - سخنان بيهوده .
( 3 ) - فريبنده ، حيلهگر .
( 4 ) - خودستايى .
( 5 ) - سرمهكننده ، چشمپزشك .
( 6 ) - بحار 2 ص 52 عنه ميزان الحكمة 6 ص 513 ح 13745 .