الهى ! چون پاكان را استغفار بايد كرد ، ناپاكان را چه كار شايد كرد ؟
سقهيم ربّهم تمام است ، شرابا طهورا كدام است ؟
الهى ! آتش دورى داشتى ، با آتش دوزخ چه كار داشتى ؟
در جوانى مستى ، و در پيرى سستى ، پس خدا را كى پرستى ؟
در خانه اگر كس است ، يك حرف بس است !
الهى ! چون سگ را بار است و سنگ را ديدار است ، اگر من از سگ و سنگ كم آيم عار است . عبد الله را با نوميدى چه كار است ؟
همه او كند ، و در گردن اين و آن كند .
كاردان كار مىراند ، و مدعى ريش مىجنباند .
الهى ! هر كه را خواهى كه براندازى ، با ماش دراندازى .
اگر مىدانى كه مىداند ، پشيمان شو ، و اگر چنين دانى كه نمىداند ، مسلمان شو .
توانگران به سيم و زر نازند ، و درويشان قوت از نحن قسمنا سازند .
لقمه خورى - هر جايى ، طاعت كنى - ريايى ، محبّت رانى - هوايى ، فرزند خواهى - خدايى ؟
مناجات نامه خواجه عبد الله انصارى — صفحة 6
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٦