بيدار شو كه بيگاه شود ، نبايد كه آخر كار تو تباه شود .
گناه را به تقدير الله دان تا بىگناه آيى ، طاعت را به تقدير الله دان تا به راه آيى .
الهى ! در دلهاى ما جز تخم محبّت خود مكار ، و بر تن و جانهاى ما جز الطاف و مرحمت خود منگار ، و بر كشتههاى ما جز باران رحمت خود مبار .
پادشاها ! گريخته بوديم ، تو خواندى ، ترسان بوديم ، بر خوان لا تقنطوا تو نشاندى .
الهى ! بر سر از خجالت ، گرد داريم ، در دل از حسرت درد داريم ، و رخ از شرم گناه زرد داريم .
الهى ! اگر دوستى نكرديم ، دشمنى هم نكرديم ! اگر چه بر گناه مصّريم ، بر يگانگى حضرت تو مقّريم .
الهى ! در سر خمار تو داريم ، و در دل اسرار تو داريم ، و بر زبان استغفار تو داريم .
الهى ! اگر گوييم ، ثناى تو گوييم ، و اگر جوييم ، رضاى تو جوييم .
الهى ! بنياد توحيد ما را خراب مكن ، و باغ اميد ما را بىآب مكن ، و به گناه روى ما را سياه مكن .
الهى ! بر تارك ما خاك خجالت نثار مكن ، و ما را به بلاى خود گرفتار مكن .
الهى ! آنچه ما را آراستى خريديم ، و از دو جهان محبّت تو بر گزيديم ، و جامه بلا بريديم ، و پرده عافيت دريديم .
الهى ! بايسته تو بيش از طاعت مقبول ، و نابايسته تو بيش از معصيّت مهجور .
مناجات نامه خواجه عبد الله انصارى — صفحة 12
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص١٢