به نام آن خداى ، كه نام او راحت روح است و پيغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است و ذكر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلانشينان را كشتى نوح است ، اى جوانمرد ! در اين راه مرد باش ، و در مردى فرد باش ، و با دل پر درد باش .
الهى ! خواندى ، تأخير كردم ، فرمودى ، تقصير كردم .
الهى ! عمر خود بر باد كردم ، و بر تن خود بيداد كردم .
الهى ! بساز كار من ، منگر به كردار من . هرگاه كه گويم برستم ، شغلى ديگر دهى به دستم .
الهى ، از پيش خطر ، و از پس را هم نيست ، دستم گير كه جز فضل تو پناهم نيست .
اى بود و نبود من ترا يكسان ، از غم مرا به شادى رسان .
الهى ! اقرار كردم به مفلسى و هيچ كسى ، اى يگانهاى كه از همه چيز مقدسى ، چه شود اگر مفلسى را به فرياد رسى ؟
الهى ! اگر با تو نمىگويم افكار مىشوم ، چون با تو مىگويم سبكبار مىشوم .
الهى ! ترسانم از بدى خود ، بيامرز مرا به خوبى خود .
ابليس در آسمان زنديق شد ، ابو بكر در بتخانه صديق شد .
بر گناه دليرى مكن كه حق صبور است ، خويشتن را غرور مده كه او غفور است .
مناجات نامه خواجه عبد الله انصارى — صفحة 11
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص١١