تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
هم از اللّه در پيش تو جانى است * كه از قدوس اندر وى نشانى است
اگر يا بى خلاص از نفس ناسوت * درآيى در جناب قدس لاهوت
هر آنكس كو مجرّد چون ملك شد * چو روح الله بر چارم فلك شد

تمثيل

بود محبوس طفل شيرخواره * به نزد مادر اندر گاهواره
چو گشت او بالغ و مرد سفر شد * اگر مرد است همراه پدر شد
عناصر مر ترا چون امّ سفلىست * تو فرزند و پدر آباى علوىست
از آن گفته است عيسى گاه أسرا * كه آهنگ پدر دارم به بالا
تو هم جان پدر سوى پدر شو * بدر رفتند همراهان بدر شو
اگر خواهى كه گردى مرد پرواز * جهان جيفه پيش كركس انداز
به دو نان ده مر اين دنياى غدّار * كه جز سگ را نشايد داد مردار
نسب چبود ؟ مناسب را طلب كن * به حق روى آور و ترك نسب كن