تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
حقيقت كهربا ذات تو كاه است * اگر كوه تويى نبود چه راه است
تجلّى گر رسد بر كوه هستى * شود چون خاك ره هستى ز پستى
گدايى گردد از يك جذبه شاهى * به يك لحظه دهد كوهى به كاهى
برو اندر پى خواجه به اسرى * تفرّج كن همه آيات كبرى
برون آى از سراى « ام هانى » * بگو مطلق حديث « من رآنى »
گذارى كن ز كاف و نون كونين * نشين بر قاف قرب قاب قوسين
دهد حق مر ترا هرچ آن بخواهى * نمايندت همه اشيا كماهى

قاعدة

به نزد آنكه جانش در تجلّى است * همه عالم كتاب حق تعالى است
عرض اعراب و جوهر چون حروفست * مراتب همچو آيات وقوفست
ازو هر عالمى چون سوره‌اى خاص * يكى زان فاتحه و آن ديگر اخلاص
نخستين آيتش عقل كل آمد * كه در وى همچو باى بسمل آمد