تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
حضرت من كه پروردگار عالميانم ، « 1 » دوست‌تر از توكل و رضا نيست ؛ زيرا سند « 2 » قسمت ، از عين حكمت خيزد و كار خود با دوست « 3 » گذاشتن ، علامت معرفت بود ؛ و شرط حقيقت ايمان ، درست كردن نسق « 4 » توكل است ؛ چنان كه « 5 » مولى سبحانه و تعالى « 6 » مىفرمايد :
« وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ »
و مشايخ - قدس الله ارواحهم - در توكل ، سخن بسيار گفته‌اند . معنى نزديكتر آن است كه سرّ دوستى ، دو چيز است : فرمان دوست را كمر بستن و كار خود به دوست در بستن و به دو بازگشتن . « 7 » و وكيل اسمى است « 8 » از اسماء حسنى « 9 » . حق مهم متوكلانرا « 10 » وكيل است و رزق بندگان را كفيل « 11 » . اما توكل ، شجرهء مبارك است « 12 » ، بيخ او يقين است و تنهء او تسليم است و شاخ او پسند قسمت است و شكوفهء او رضا « 13 » و غصن او شكر و ثمرهء او تفويض است . آب‌خور او جويبار محبّت ؛ پرورش « 14 » او در زمين معرفت ؛ سايهء او در « 15 » سرمايهء سلوت . نظم « 16 »
باش آزادمرد در « 17 » اسباب * در جهان همچو كاسه بر سر آب
فارغ از بهره‌هاى جسمانى * يافته تحفه‌هاى روحانى
كار بگذاشته به حضرت يار * شاكر از حق به اندك و بسيار
هامش
( 1 ) . پروردگار عالميانم « ندارد » . ( 2 ) . پسند . ( 3 ) . به دوست . ( 4 ) . سبق . ( 5 ) . چنانچه . ( 6 ) . حق سبحانه و تعالى فرمود . ( 7 ) . باز گذاشتن . ( 8 ) . اسميست . ( 9 ) . حسنى حق سبحانه . ( 10 ) . كه اوههم متوكلان را . ( 11 ) . كافى و كفيل است . ( 12 ) . مباركه‌اى است كه . ( 13 ) . و برگ او صبر . ( 14 ) . و پرورش . ( 15 ) . ( در ) ندارد . ( 16 ) . مثنوى . ( 17 ) . از .
راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 87 | عزيز الدين النسفي / مير سيد علي الهمداني