تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
باشد كه « لا انقطاع له . » اما معنى آيات كه در خلق آسمان و زمين است در قدسيه « 1 » نبشته‌ام و آنجا روشن كرده‌ام . در مجلس ديگر فرمود : درويشانى كه به كار مشغول‌اند مىبايد كه بطالى را در ميان ايشان راه نباشد كه يك بيكار صد مرد در كار را از كار بازدارد . ديگر در توجه بنده به حضرت عزت سخنى مىرفت « 2 » . فرمود : كه روزى « 3 » سلطان محمود در اياز نظر مىكرد و او به جانب ديگر مشغول بود . بر وى خشم گرفت و فرمود كه من در تو مىنگرم تو در كه مىنگرى كه حاضر نيستى ؟ ! اياز مستغفر شد و گفت : سر او را عقوبت كنم . و او را موئى بس پاكيزه بود نغوله « 4 » از بناگوش فرو گذاشته . سلطان فرمود كه : به گناه‌كارى موى تو بريد نيست ، اياز هر دو نغوله ببريد و پيش سلطان بنهاد . چون خشم سلطان قرار گرفت به غايت اندوهناك شد تا به غايتى كه به خانه رفت و در فراز كرد و فرمود كه : هيچكس بر من نيايد . چون سه روز بر اين آمد گفت‌وگوئى در ميان لشكر افتاد كه در سلطان خوف ظاهر شده و نزديك بود كه به فساد انجامد و خواجه حسن « 5 » نيز نمىتوانست كه به خدمت سلطان رود . عنصرى گفت : اگر من چنان بسازم كه سلطان بيرون آيد ، چون باشد ؟ ! گفتند : چهار هزار دينارت بدهيم . و عنصرى [ با ] « 6 » رود ، خوش روى برفت و بر در آن خانه كه سلطان آنجا بود بنشست و رود بنواخت . و اين رباعى بخواند :
هامش
( 1 ) . شايد منظور كتاب : « مشارع ابواب القدس و مراتع الانس » باشد . ( 2 ) . در نسخه ( ميررفت ) . ( 3 ) . در نسخه : ( روز ) . ( 4 ) . نغوله : زلف معشوق ، گيسو . ( 5 ) . منظور احمد بن حسن ميمندى وزير سلطان محمود غزنوى است . ( 6 ) . ما برافزوديم .
چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 220 | علاء الدوله سمنانى