معاويه و بنى اميه هيچكدام نام خلفا نبردند . چون نوبت عباسيان رسيد ايشان خواستند كه نام خود را در خطبه درج كنند . دانشمندان گفتند : اگر به همه حال چنين خواهد بود . اول نام خلفاء اربعه بايد گفت . و بعد از شما ، تا خلق عيب نكنند و بدين سبب نام ايشان در خطبه آوردند . پس معلوم شد كه ذكر خلفا در خطبه نه فرض باشد ، نه سنت . و نشايد كه فتنه در مسلمانان اندازند از براى چيزى كه نه فرض و نه سنت باشد . پس تو مرد عاقلى به تقليد عوام چرا كار بايد كرد . كه فتنه انگيخته شود . آخر ترك بدعتى كردن بهتر از آن باشد كه فتنه انگيختن كه خون چندين هزار مسلمانان ريخته شود . بعد از آن مرا گفت كه : نيك اگر ترك ذكر صحابى كردمى روا بودى چگونه ذكر دوازده امام روا داشتى ؟ ! گفتم : اين تقليدست و الا جاهى كه به قول عباسيان ششصد سال ذكر خلفا توان كرد در خطبه از براى دفع فتنه اگر ده روزى فرزندان رسول را صلى اللّه عليه و سلم كنند كه هر روز در پنج وقت نماز در تحيّات « 1 » ذكر ايشان مىكنند چه زيان دارد .
و ديگر فرمود كه معنى اين دو آيت روشن نكردهاند . يكى معنى استثنا درين آيت كه
« وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ »
« 2 » ديگر آنكه جاى ديگر فرموده در خلق زمين « 3 » كه
« فِي يَوْمَيْنِ »
و جاى ديگر مىفرمايد كه
« أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ »
چگونه باشد ؟ ! اما معنى
« إِلَّا ما شاءَ »
آن نيست كه در خلود شك اندازد . تعليم بندگانست تا هيچ سخن نگويند بى انشاء اللّه . نمىبينى كه بعد از ذكر خلود مىكند .
« غَيْرَ مَجْذُوذٍ »
آن
هامش
( 1 ) . در نسخه ( تجليات ) .
( 2 ) . قرآن : سورهء 11 ( هود ) آيهء 108
( 3 ) . در نسخه ( در خلق و زمين ) .