تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
مصلى كه در خلوت تست ، نه از آن اوست ؟ ! گفتم : الهى اگر مرا به اينها خواهى گرفت [ و ] « 1 » حجاب من خواهد شد . ازين نوع بسيار دارم . فرمود كه ديگرها از براى ما صرف‌كردى . خشنودى خصمان آن بر ماست . اما اين را براى خود نگاه داشتى . عهدهء آن برتست . چون اين بفرمود و من از واقعه بازآمدم و از هيبت ، عرق كرده بودم . در حال كسى به سمنان فرستادم تا آن مصلى را صدقه دادند . و ديگر از ضعيف پرسيد كه پس اگر ظالمى مال حرام به كسى مىدهد كه آن‌كس بداند كه آن مال نخواهد داد به خداوند و در فسق خرج خواهد كرد از وى و به صدقه كردن بهتر باشد . فرمود كه نه درويش مىبايد كه از دو خير خير بزرگتر گزيند و از دو شر شر كمتر اختيار كند . چون مضطر شود . اينجا دو چيز است يكى آنكه عرض خود نگاه دارد و رهين منت ظالمان نگردد و تكبر بر متكبران اظهار كند « 2 » و يكى ديگر آنكه مال را قبول كند و به صدقه دهد تا در فسق خرج نكنند « 3 » و در اين قضيه ناگرفتن بهتر است و عرض خود نگاه داشتن . اما اگر كسى گرفته باشد ، صدقه كردن بهتر باشد مادام كه صاحب حق معلوم نيست . اما اگر نقض عرض و منت ظالم نبود هر آينه گرفتن و صدقه كردن بهتر باشد به دو وجه ، يكى آنكه آلت فسق نشود و ديگر آنكه از صدقه بركت به خداوند آن برسد و به ايشان كه سعى كرده باشند هم برسد . . . « 4 » كه شما را طلبيديم تا در قصه بشنويد كه دوش ديده است و در آخر كسى او را بازآورده از آن حال و او به لطف آن‌كس جواب داده و تندخوئى نكرده . آنكه فرمود چنين ديده
هامش
( 1 ) . ما برافزوديم . ( 2 ) . در نسخه : ( كنند ) . ( 3 ) . در نسخه : ( نكند ) . ( 4 ) . در نسخه چهار كلمه افتاده است .