ديگر اين ضعيف سؤال كرد كه : اگر كسى زمين ميت را احياء كند . اگر در آن احياء كردن زجر كند و مردم را به زور در كار دارد ، دخل آن حرام باشد يا حلال ؟ فرمود : دخل آن حلال باشد ، اما مظلمه آنكه خلق را به زور كار فرموده در گردن او بود . و مرا در اول درويشى اين واقع شد كه املاك بسيار خريده بودم ، به وجهى كه در آن شبهه بود ، اما اول بيع كرده بودم و ديگر نقد بسيار بود كه از ارغون « 1 » به من رسيده بود و مدتى در گفتوگوى بودم كه وجه احسن كدامست ، علما و عقلاء اين [ و ] آن اتفاق كردند كه آن اموال با ارغون نمىشايد دركردن .
معلومست كه مال او نيست و خداوندگار آن معلوم نيست كه با ايشان رد كنى . بهتر آنست كه نقود را صدقه كنى و املاك را وقف « 2 » . كه خداوند تعالى خداوندگان مال را نيك مىداند و ثواب به روزگار ايشان برساند . همچنين كردم و بركت « 3 » بسيار از آن ديدم و هيچ باقى نگذاشتم . الا مصلى نمازى كه در خلوت انداخته بود . و آن را يهودى به من هديه داده بود . گفتم : مگر به وجه است تا روزى در خراسان بودم و در غيب ديدم كه بر طبقات دوزخ عبور مىكنم و به موضعى رسيدم . بس ناخوش و گنده و زشت ، خواستم كه به تعجيل از آنجا بگذرم ، ناگه جهودى را مىبينم كه دامن مرا بگرفت و هرچند كه جهد مىكنم و از وى خلاص نمىيابم . فرياد كردم و مالك دوزخ را گفتم مرا از وى خلاص ده : مالك به سخن من التفات نكرد و من نيك مضطر شدم . مناجات كردم كه : خداوندا مرا از دست اين خلاص ده ، فرمود كه : حقى بر تو دارد . تا ندهى خلاص نيابى ! گفتم : آن چيست ؟ ! فرمود
هامش
( 1 ) . منظور ارغون خان مغول است كه شرح آن در مقدمه رفت .
( 2 ) . همانطور كه در تاريخ سمنان تأليف نگارنده آمده است ، بيشتر موقوفات مسجد شاه سمنان متعلق به شيخ علاء الدوله سمنانى است و از همينجا معلوم مىشود علت اصلى آن چه بوده است .
( 3 ) . در نسخه : ( بركه ) .