كن مرتبهء آدم عليه السلام كه او را بىواسطهء پدر و مادر در وجود آوردند با مصطفى صلوات اللّه و سلامه « 1 » عليه به چندين واسطه در وجود آمد و كس نداند كه وسايط چه معتبرست در تكميل ؟ ! و اگر در واسطه حكمت تمام نبودى عليم حكيم جل جلاله قادر بود كه اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ به يك اشارت « كن » موجود گردانيدى هم بدان صفت كه در قيامت خواهد بود . پس اين وسايط از اوليات و جوهريات و افلاك طبايع و فيوض كه واسطه گردانيد هر آينه عين حكمت باشد و واسطه را معتبر بايد داشتن .
و بعد از آن حكايت منصور حلاج درافتاد و اخى على مصرى سؤال كرد كه حال او را به مشايخ چه نسبت بوده ؟ - ، شيخ قدّس سره فرمود كه در آن راه مقاماتست و احوال ، هر كس به سرايى درآيد هر آينه صفّهها « 2 » و صحن سراى او را مشاهده افتد و چون به باغى رود و درختان در نظر او آيند و در هر مقامى از آنچه بيند از آن گويد . اما سخنى كه برآن اعتماد باشد آنست كه در حالت استقامت گفته شود ، هرچند كه من سخن هر يك را عذرى مىنهم ، اما از براى مريدان سخن ايشان منع مىبايد كرد ، تا دانند كه اصلى ندارد و در دل ايشان خوش آيد ، آن مقام نقش نگردد و حق تعالى آن نوع سخنها از ايشان عفو فرمايد ، تا ايشان را توفيق داده باشد كه از آن مقام گذشته باشند ، و توبه كرده و عذر خواسته باشند ، تا از ايشان به لطف و فضل آن جرأت را عفو كند و اين منصور حلاج عجب كسى بوده است . و او مريد شيخ عبد اللّه مغربى بود و در اول كه آن حال او را پيدا شد شيخ
هامش
( 1 ) . در نسخه : ( و سلام ) قياسى نگاشته آمد
( 2 ) . در نسخه ( صفها ) آمده است .