تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
هر دو دعوى خدائى كردند . ؟ ! اكنون روح حسين منصور در عليين و روح فرعون در سجين ، درين چه حكمتست ؟ در سر من ندا كردند كه فرعون به خودبينى درافتاد و همه خود را ديد و ما را گم كرد ، و حسين منصور همه ما را ديد و خود را گم كرد . بنگر كه چه فرق باشد ، و با اين همه آن نوع سخن را اعتقاد نبايد كرد ، و در مشايخ به اين نوع سخنان بىاعتقاد نبايد شد ، كه مرا از حال حسين منصور معلوم شد كه او از دنيا با توبه رفته و آن دعا كه بر سر دار گفته بر توبهء او دليلست : دعاء الحلّاج عند وقت قتله : اللهم انك انت المتجلى عن كل جهة ، به حق ، قيامك به حق لاهوتية ، و قيامى به حق ناسوتيتى فكما ان ناسوتيتى غير ممازج لها و به حق قدمك على حدثى تحت تلابس قدمك ان ترزقنى شكرا انعمت على حيث غيبت عن اغيارى من كشف لى من النظر فى مكنونات سرك و هؤلاء عبادك اجتمعو القتلى نقربا لديك و تعصبا لدينك فاغفر لهم فانك لو كشف لهم ما كشفت لى ما فعلوا و لو سترت على ما سهرت عليهم لما ابتليت و لك الحمد دايما ابدا ثم انشد :
اقتلونى يا ثقاتى ان فى قتلى حياتى * و مماتى فى حياتى و حياتى فى مماتى
درين كلمات بود كه اخى محمد دهستانى از پيش بگذشت فرمود كه اين درويش را عجب حالى بود ، به مقامى رسيد و از آن مقام درنمىگذشت و نفس او را در آن مقام خوش‌آمدى پيدا شد چندان چوب از من خورده باشد كه قياس نتوان كرد . و ترك آن نمىكرد و مدتى در آن بماند ، چون اخى على بشنيد گفت : آرى ، ما در مصر و شام اين آوازه بسيار شنيده‌ايم و جماعتى كه مىشنودند منكر اين معنى مىشدند و باور نمىداشتند .