بجز وصلت نمىخواهيم چيزى * تو اين بيچاره را چند آزمائى
اگر ما حضرتت را مىنشائيم * تو ما را همچو جان و دل بشائى
اگر بيگانه مىدانى تو ما را * يقين اى جان ، تو ما را آشنائى
همىخواهد دلم رنج و بلايت * عجب خوش رنجى و شيرين بلائى
همىگفتند اگر در عشق افتى * ز خان و مان و جان و دل برآئى
من اول روز دانستم از آن رو * گزيدم از همه عالم جدائى
« علاء الدوله » ترك گفتگو كن * اگر بىشك بفرمان خدائى
افسوس
افسوس كه نفس ما هوا مىطلبد * در طاعت حق روى و ريا مىطلبد
گشتيم درين جهان نديديم كسى * كز صدق و محبت او خدا مىطلبد
اى باد بگو
اى باد بگو پيام من با يارم * كى مايهء روزگار و اى غمخوارم
دل خواستهاى چگونه تنها آرم * جان بر سر آن نهاده خود مىآرم