صفحه 20 سطر 14 محال
مأخوذ از تازى به فتح ميم : محله و ميدان و جاى و سراى و خانه و حصار و منزل و ناحيه .
( فرهنگ نفيسى )
صفحه 20 سطر 16 جهل مركب
نادانى و دانا بودن به آن را جهل بسيط خوانند و در برابر ، نادانى و دانا نبودن به آن را جهل مركب خوانند .
صفحه 21 سطر 5 و 6 رحمت عام و رحمت خاص
قال مولانا ابو عبد اللّه جعفر بن محمد الصادق ( ع ) : الرحمن اسم خاص لصفة عامة و الرحيم اسم عام لصفة خاصة .
صفحه 21 سطر 12 و اصل
وصال ، مقام وحدت را گويند مع اللّه در سراء و ضراء .
( اصطلاحات عراقى )
صفحه 21 سطر 12 استغراق
توجه مفرط و غرق در بحر توحيد است كه دل عارف ذاكر در حال ذكر متوجه به ذكر باشد و متوجه به خود نشود كه اين حالت را فناء گويند .
( كشاف اصطلاحات الفنون ص 1097 )
صفحه 22 سطر 8 تكوير آفتاب
گرفتن خورشيد و از بين رفتن روشنى آن ، قوله تعالى :
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ
( هر گاه كه روشنى خورشيد برود ) اى ذهب ضوءها .