مثلا از ظواهر شرع رسيده است كه در قبر از انسان سؤال خواهد شد ، متكلم همين ظاهر را مىگيرد ، و در آن تحقيق و تأمل مىكند ، و هر برهان كه راجع به آن پيدا كند بايد با شرع مطابقت نمايد .
صفحه 15 سطر 5
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
نور در فلسفه اشراق مرادف است با وجود در حكمت مشاء ، و عرفا از اين جهت
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
را به اللّه وجود السماوات و الارض تفسير كردهاند .
صفحه 15 سطر 14 عالم امر و عالم خلق
عالم امر
عالمى است كه به امر موجد بىماده و مدت موجود گشته باشد ، مانند عقول و نفس ، و آن را عالم ملكوت و غيب و عالم مجردات نيز مىگويند .
( با تغييرى نقل از شرح گلشن راز - لاهيجى ص 15 )
عالم خلق
عالمى است كه به ماده و مدت موجود شده باشد ، مانند افلاك و عناصر و مواليد ، و آن را عالم شهادت و ملك و ناسوت هم مىنامند ، و اين هر دو عالم از يك نفس رحمانى كه عبارت از تجلى حق است در مجالى كثرات ظهور يافته است .
( با تغييرى نقل از شرح گلشن راز - لاهيجى ص 15 )
صفحه 16 سطر 3 فطرى
منسوب به فطرت : اصلى ، ذاتى ، طبيعى .
( فرهنگ معين )
صفحه 16 سطر 4 فطرت
صفتى كه هر موجود در آغاز خلقتش دارا است : طبيعت ، سرشت .
( فرهنگ معين )