تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
در آن واحد بر مقصود آگاهى يابد ؛ و اين دو ؛ تنوّع تو است به حسب او و مشاهدهء تنوع ظهور او است به حسب تو ؛ ولى به واسطهء دو توجه كه پيش از اين در مبحث حق و عالم گفته شد ، و اين دو ؛ توجه حق تعالى است به عالم به واسطهء اثربخشى و ايجاد ؛ و توجه عالم است به حق به واسطهء قبول و پذيرفتن ، و يا توجه حق است به واسطه اظهار و آشكار كردن و توجه عالم است به واسطهء ظهور احوالش در حق ؛ و يا توجه دو ارتباط : يعنى توجه حق به واسطهء ظهور ذاتش در عالم و توجه عالم به واسطهء ظهور احوالش در حق ، و به اين دومى بيان ما اشاره دارد كه : هر يك از آن دو - از وجهى - مجلاى ديگرى است . 345 / 5 سپس گوييم : تو آن‌گونه - هم‌چنان كه گفتيم - باز نمىگردى ؛ يعنى صيرورت و دگرگونى - به حيثى كه بر تو حكم امر به معنى پيشين غلبه نداشته باشد - پيدا نمىكنى تا آن‌كه از بند ميل‌ها و خواستهاى روحانى و طبيعى رهايى يا بى ، و اين دو ( ميل روحانى و طبيعى ) شامل نفسانى و عقلى و عادى و غير اينها مىشود ، چون اصل قوايى كه در انسان و عالم به امانت گذارده شده است همين دو قسم است ، زيرا اثربخشى مظهرى جز از اين دو نيست و باقى فروع و شاخه‌هاى اين دواند ، و حتى « 2 » آن‌كه اشيا و تعيّنات ترا از وسط و نقطهء اعتدال به اطراف منحرف نسازد ، يعنى به طرف روحانى و طبيعى ؛ نه يكايك آنها - مانند منافع تفصيلى طبيعى و عقايد درست و علوم نافع از تفاصيل روحانى و احوال و مراتب بلند تفصيلى كه شامل طبيعى و روحانى مىباشد - و نه در تمام آنها ، و در اين كار امر پست و ارزشمند برابر است ، براى اين‌كه تعشّق و ميل ورزى بدان‌ها در حصول كمال اطلاقى اشكال وارد مىآورد ؛ ولى پس از حصولش هيچ زيانى ندارد ، چنان‌كه حضرت شيخ قدس سره در شرح بيان بزرگان كه گفته‌اند : آخر ما يخرج من قلوب الصديقين حب الجاه ، يعنى : آخرين چيزى كه از دل مقربان بيرون مىرود شيرينى و دلبستگى جاه و مقام است ، گفته : آخرين چيزى كه از آنها و در آنها ( طبيعى و روحانى ) ظاهر مىگردد شيرينى و دلبستگى جاه و مقام است ، چون از لوازم كمال و ضرورات آنند .
هامش
( 2 ) - عطف بر جملهء : تا آن‌كه از بند ميل‌ها . . . م