دو دايره است : دايرهء سلوك و هدايت و دايرهء كمال و ولايت ، و هر يك از آن دو را اوّل و وسط و آخرى است ، مراتب سلوك مشهور است ، و چون مقصود در اينجا بيان مراتب كمال بود تصريح به اينكه مراتب سلوك بيان شده است نكرد . پس آخرين مقامات سلوك متصل به اولين مقام كمال است ، و مقصود در اينجا ايضاح و روشن كردن و توضيح احكام و آيات آنها و صاحبان آنها مىباشد ، و مقامات سلوك نزد حضرت شيخ قدس سره منتهى به اولين مراتب احسان مىگردد ، چنانكه در كتاب فكوك گفته : مرتبه « فبى يسمع و بىيبصر » وسط مراتب احسان است ، و يا اينكه ( قدس سره ) در تفسير گفته : آن اولين مراتب ولايت است ، و در اينجا گفته : آن اولين درجات كمال است كه همان « قرب نوافل » است ، و وسطترين درجات آن مقام : ان الله قال على لسان عبده : سمع الله لمن حمده ، يعنى : خدا بر زبان بندهاش گفت :
خدا از آنكه ستايشش كرد شنيد ، و آن « قرب فرايض » است .
157 / 5 و آخرين درجات آنكه امكان آگاهى دادن بر آن هست تمحّض ( خلوص ) و تشكيك است ، چون پس از آن مراتب اكمليت است كه آن را نهايتى نيست ، چون معلومات و مقدورات نهايت ندارد . پس تمحّض ؛ بيرون رفتن از حكم تعيّنات و رنگبخشى احكام امكان است و زبانش :
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
، يعنى : كسانى كه با تو بيعت مىكنند در واقع با خدا بيعت مىكنند ؛ دست خدا روى دستهاىشان است ( 1 - فتح ) و مانند اين ( سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه : ) اين دست خدا و اين دست عثمان ، و تشكيك و تردّد بين دو طرف به واسطهء سرّ اعتدال وسطى جمعى بين دو مقام و دو قرب است و زبانش - يعنى زبان تشكيك بين دو طرف حقّى و خلقى كه زبان جمع است و از تمايل از وسط كه مقتضى غلبهء يكى از دو طرف مىباشد دور است - بيان الهى است كه :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
، يعنى : و هنگامى كه انداختى تو نبودى كه انداختى بلكه خداوند انداخت ( 17 - انفال )
158 / 5 سپس گوييم : اگر عارف دايرهء تماميت را از بخش كمال انسانى به سرّ :
أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ
، يعنى : همه چيز را به خلق خود داد و سپس ( با استفادهء از آن ) رهبريش كرد ( 50 - طه ) كمال بخشد ، يعنى حكم شهودش تمام مقامات و اطوارى را كه در مرتبهء امرى و حال حجابى بر آن گذر كرده فراگيرد و حكم علم و شهودش در همگى مراتب وجودى ؛ چه بالا و