تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
است مىباشد ، مانند معرفت و شهود و يا مزاج و يا مجموع - چه از جهت حصول و يا از حيث دوام و يا تمام - و يا بر طرف شدن آنچه كه ملايم با اين تفصيل ( كه گفتيم ) نيست ؛ و آن موجود است ؛ لذا بر طرف شدنش غير حاصل است ، و اين مقاصد را كمالات نسبى مىنامند . 999 / 4 حضرت شيخ قدس سره در نفحات گويد : در روش تحقيق از محالات است كه چيزى غير خودش را - از آن جهت كه با او غيريت دارد - دوست بدارد ، همچنان كه محجوبان مىپندارند كه حق تعالى بندگانش را دوست دارد ؛ و يا اين كه در بندگانش كسانى هستند كه او را - از حيث مغايرتشان با او - دوست مىدارند ، و اين را از بيان الهى كه فرموده :
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
، يعنى : دوستشان دارد و دوستش دارند ( 54 - مائده ) و :
يُحِبُّ الصَّابِرِينَ
، يعنى : صابران را دوست مىدارد ( 146 - آل عمران ) و :
يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
، يعنى : احسان و نيكى كنندگان را دوست مىدارد ( 195 - بقره ) فهميده‌اند ، ولى اين به معنى حكم مشترك بين آن دو - از حيث اين معنى - است كه مناسبتى را ايجاد مىكند كه به واسطهء حكم اتحاد ؛ بر حكم امتياز و مباينت حكم مىكند ، پس به حكم علم و يا شعور به اين مناسبت ؛ عالم و يا شاعر ( داننده ) بر طرف شدن احكام مباينت را به كلى درخواست ؛ و ظهور سلطنت و غلبهء اتحاد را خواهان است ؛ تا پيوند تام درست شود و سلطنت واحد احد ظاهر و آشكار شود ، پس جايز نيست كه حق تعالى خلق را دوست بدارد ، و همين‌طور عكس آن . و اينجا اسرار و رازهاى ذاتى و صفاتى و فعلى و حالى و مرتبتى - از آن حيث كه هست - مىباشد كه مناسبت را ايجاد و اثبات مىكند و در نتيجه محبت حصول پيدا مىكند ، غير اين جايز نيست ( موجودى غير خودش را دوست بدارد ) اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود . 1000 / 4 مفهوم از اين سخن اين‌كه : اين طور نيست كه بين حق و خلق اصلا محبتى نيست و اصلا محبت ذاتى نمىباشد ، بلكه اين ( محبت ) از حيث مغايرت آن دو با هم نمىباشد ، ولى از حيث مناسبت آن دو به يكى از وجوه پنجگانه ؛ اقسام پنجگانه محبت كه پيش از اين گفته شد تحقق مىيابد ، و تحقيق معنى محبت از دو طرف به زودى - با خواست خدا - خواهد آمد . 1001 / 4 سوم اين كه : مطالب ( مطلوبات ) داراى دو اصل‌اند : كونى و ربانى ، كونى - يعنى آنچه را كه حقايق كونى مىطلبند - انواعى چنداند : از آن جمله : طبيعى غير عنصرى ،