و يا كوچكتر بودن فلك آن ( حركتش ) تفاوت پيدا مىكند ، و كار « 1 » ايجاد پس از خلق مولّدات از جماد و نبات و حيوان « 2 » - با پايان يافتن هفتاد و يك هزار سال كه برمىشماريم - به پايان مىرسد ، خداوند « 3 » سبحان هيچ چيزى را - از اولين موجود تا آخرين مولود كه حيوان است و آفريده - در حضورش قرار نداده است - جز انسان را - و آن همين نشأهء بدنى است ، بلكه غير انسان را يا از امر الهى - كه فرمان « كن » است - آفريده و يا به يك دست ، و اين چيزى است كه در خبر آمده : خداوند بهشت عدن را به دستش آفريده و تورات را به دستش نوشته و درخت طوبى را به دستش نشانيده و آدم را به دست خودش خلق كرده است .
900 / 4 و چون از حركات فلك اول و مدتش يك صد و پنجاه و چهار هزار سال كه مىشماريد سرآمد ؛ خداوند دنيا را آفريد و برايش مدت زمانى معلوم قرار داد كه بدان پايان مىپذيرد و صورتش منقضى مىشود تا آنكه زمين و آسمانها به غير زمين و آسمانها تبديل مىيابد .
901 / 4 و چون مدت زمان حركت فلك ( كه حكم آن به دست فرشته برج اسد است ) و يك صد و شصت و سه هزار سال است كه مىشماريد به سر آمد ؛ خداوند آخرت ؛ يعنى بهشت و دوزخ را كه براى بندگان نيكبخت و اشقياى خود آماده كرده آفريد ، و بين خلق دنيا و خلق آخرت نه هزار سال است كه مىشماريد ، و به واسطهء تأخر خلق آن ( از دنيا ) آخرت ناميده شده و اولى دنيا ، و براى آخرت ( زمان ) انتهايى قرار نداد و آن داراى بقاى دائم است ، و سقف بهشت را اين فلك - يعنى عرش - قرار داد ، و هدف دوم از تمام اينها وجود انسان است و هدف اول معرفت حق و عبادت او است كه تمام عالميان را براى همين مقصد آفريده ، لذا هيچ چيزى نيست جز اينكه او را به تسبيح ستايش مىكند ، و چون وقت معين در علمش براى ايجاد اين خليفه رسيد ؛ البته پس از آنكه از عمر دنيا هفده هزار سال گذشت و از عمر آخرت كه بىپايان است و تداوم دارد هشت هزار سال سپرى شد ؛ خداوند برخى از فرشتگانش را
هامش
( 1 ) - اين عطف بر يازده بيت بالا يعنى : چون از عمر طبيعى . . . و كار ايجاد پس از . . .
( 2 ) - پس از خلق قلم و لوح و هباء و طبيعت و جسم كل و ارواح عالى و عالم مثال و افلاك ثابت و آبادان كنندگان و ساكنان آسمانها .
( 3 ) - اين خبر دوم مبتداى سيزده سطر بالا است كه گفت : چون از عمر عالم طبيعى . . . م