692 / 4 سوم اينكه طبيعت صورتى الهى در مرتبهء جسمى كلى است و الهيّت باطن آن مىباشد ، و هنگامى كه طبيعت در تسويهء محل اعتدالى ؛ كه قابل كاملترين ارواح و نفوس است اثر گذاشت ؛ پدرش تولّد پيدا كرد . سپس ( گوييم : ) بخشى از تجلى احدى الهى هنگامى كه آغاز به فرود آمدن مىكند ؛ به حكم هر قوهاى از قواى آسمانى روحانى و زمينى طبيعى رنگ مىگيرد تا آنكه انسانى مىگردد ، پس مادام كه در حال فرود آمدن است در آغوش دايگان آن قوا مىباشد ، چون آنها مربىاند تا آنكه دايره با تمام رسد .
693 / 4 و احتمال دارد كه مقصودش از مادر ؛ ام الكتاب اكبر و گنجينهء جامع مواد اسماء الهى و حقايق كونى باشد ؛ و آن « عماء » است كه فراگير تمام آنها است ، و آن با اين همه منزل تدلّى و فرود آمدن حق تعالى از مقام غيبش ؛ و آغاز تعيّنش و محل نفوذ اقتدارش در آن مىباشد ، چون آن حقيقت الحقايق و ماده و اصل تمام مواد و « نون » بزرگى است كه مجمع موادّ مددهاى « 1 » مراتب الهى و كونى مىباشد .
694 / 4 حضرت شيخ قدس سره در تفسير « و لا الضالين » گويد : علت پيش بودن حكم گمراهى انسان بر هدايتش همان پيش بودن حكم شأن مطلق الهى است از حيث هويتش بر نفس تعيّن ، مانند پيش بودن وحدت و اجمال و عجمه ( مبه هم ) بر كثرت و تفصيل و اعراب ، و پيش بودن مقام : خدا بود و با او چيزى نبود ؛ را يادآر ، چون هيچ اسمى و هيچ حكمى بر تعيّن اوّل كه اختصاص به مرتبهء احديت جمع دارد و تعبير از آن به مفاتيح غيب مىشود اطلاق نمىگردد ، و همينطور پيش بودن مرتبهء احديت جمع را بر كونى عمايى نفسى رحمانى ؛ كه در شرع ثابت است يادآر ، و تحقيق ؛ به زبان آن مرتبه آمده كه : كنت كنزا مخفيا . . . تا پايان حديث ، و پيش بودن را ز « نونى » بر امر « قلمى » است ، پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .
695 / 4 بنابراين كونى عمايى با اينكه خود از مراتب و مفاتيح است و تعينش تعين اول و تجلى اوّل ذاتى - كه در آن است - مىباشد و با اينكه ام الكتاب بزرگ است ، از مرتبهء احديت جمع حاصل شده و از آن پديد آمده است ؛ و از آن انسانى كه آخرين مولود او است تعين يافته ،
هامش
( 1 ) - مقصود از نون همان دوات و تجلى دوم است كه مجمع و جايگاه مركب است كه اصل حروف مىباشد و موجودات هم كلمات الهىاند . م