موقوف بر اجتماع تمام حقايق و احكام مراتب فى الجمله مىباشد ، خواه نشأهاش معتدل باشد - همچنان كه در كامل است - و يا آنكه منحرف و كج باشد - همچنان كه در غير او است - و كوچكترين آن ؛ كوچكترين چيزى است كه از حيوان ، كه آخرين مولدات و پديدهها است پديد مىآيد ؛ ولى به واسطهء كوچكى و خواريش ؛ احكام مرتبهء روحى و غير آن در آن ظاهر نشده است .
430 / 4 و اما آنچه كه نقلا دلالت دارد ؛ چيزى است كه خداوند بدان اشاره كرده و فرموده :
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ
، يعنى :
منزه است آنكه همه اصناف را از آنچه كه زمين ميروياند بيافريد و نيز انسانها و آن چيزها كه نمىدانند ( 36 - يس ) و باز فرموده :
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ
، يعنى : همه چيز را دو صنف آفريديم ( 49 - ذاريات ) خلق را بر ازدواج و ضميمه كردن و جمع ترتيب داده و ترتب حكم بر موصوف نشانهاى است كه داراى وصف بلندى مىباشد ، و در بحث افلاك برخى از رازهاى آن - با خواست خدا - روشن خواهد شد .
اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعيّن عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت -
431 / 4 گوييم : بعد از برانگيخته شدن آن دو « 1 » در آينهء نفس رحمانى ؛ مرتبهء طبيعت - از حيث ارتباطش به اجسام و ظهور حكم آن در آنها و بدانها - تعين يافت ، و اين در هباء اول بود كه بعضى آن را هيولاى كل مىنامند .
432 / 4 و بيانش آنگونه است كه فرغانى گفته و آن اينكه : نفس رحمانى كه رحمت فراگير است و ظاهرى و باطنى را شامل است چون به حكم « احببت - دوست داشتم » از باطن
هامش
( 1 ) - يعنى پس از صادر شدن لوح از قلم اعلا در آينهء نفس رحمانى مرتبهء طبيعت تعين يافت . م