متشابه - يعنى استحاله - را بهبخشد و يا اينكه فقط ( اجتماع ) هيئت و شكل زايد مخصوصى مانند خانه - يعنى تركيب و جمع - باشد ، و يا اينكه داراى هيئت و شكل زايد نباشد ، در اين صورت فقط جمع ناميده مىشود - مانند لشكر - حتى اگر تناسب اعتدالى كه جامع بين تمام احكام مراتب معنوى و روحانى و مثالى ملكوتى و حسّى طبيعى و عنصرى است حاصل آيد ، و غلبه زياد از حد هيچ يك از مراتب ؛ به طورى كه احكام ديگر مراتب را مستهلك كند ظاهر نگردد ، و چون احكام در نكاح انسان پاك و مبرّاى از انحراف و كژى ؛ و يا پاك از پليدىهاى صورى و معنوى - مانند انواع افعال حرام كه در آغاز كتاب در اقسام طهارت بيان گرديد - جمع آيد ، و نيز نكاح شونده هم محلّش پاك و هم خوراكش پاك و حلال باشد ؛ صورت انسان كامل ظاهر گردد و احكام وسايط در ضمن توجه حق تعالى به ايجاد آنها استهلاك يابد ، بلكه اصلا اين هيئت و شكل اجتماع ( جمع آمدهء ) متعقل شدهء از كليات اصلى و متخيل شدهء از جزئيات فرعى ؛ از جانب حق تعالى فيض مطلقى را كه پاك است و به احكام موجودات ظاهر شده است پذيرفته و در نتيجه آينهء تمام آنها شده و رنگ خواص همگان را - با عدم وارد شدن تغييرى بر تجلى الهى كه از مرتبهء انسانى كمالى صادر شده - مىپذيرد ، و آن مرتبهء احديت جمع است .
321 / 4 در برخى از نسخههاى كتاب مفتاح - نكاح از نكاح كننده جلوتر آمده و هر دو جهتى دارد ، زيرا حضرت شيخ قدس سره اولى را مثالى براى توجه الهى به حسب اسماء متفاوت - از جهت كمى و زيادى - و يا از جهت قوه براى اصل بودن و ضعف براى تابع بودن آورده است ، پس به اعتبار توجه ( الهى ) - از جهت مثال به نكاح كننده - درست است و به اعتبار اجتماع اسماء ؛ براى نكاح درست است ، و همينطور احديت جمعى اعتدالى و انحرافى همانگونه كه براى اجتماع ؛ مثالى درست است ؛ همينطور براى جامع هم مثالى درست است ؛ و آن عبارت است از سرايت احديت جمعى از مرتبهء احديت جمع .
322 / 4 و اما از جهت نكاح شونده ؛ و آن هيئت و شكل جمع آمده از احكام امكان و قوابل است ، زيرا قوابل جمع آمده يا نسبتها و حقايقاند - كه ارواح پديد آمده ( مولود ) به حسب آنها است - و يا اجزاى بسيط گرد آمدهاند - كه پديد آمده ( مولود ) مناسب آنها است -
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٠٨