آنچه از صور اعمال و احوال كه بالا مىرود و آنجا استقرار دارد در آن تعيّن مىپذيرد .
311 / 4 نكاح چهارم نكاح عنصرى سفلى ( عالم پائين ) است - و در تفسير نكاح سوم آمده - و آن عبارت است از اجتماعى كه براى اجسام بسيط - به موجب آنچه كه به آنها از احكام اصول اسمائى و معنوى و روحانى رسيده - براى آشكار شدن صور مركبات و مولدات ، واقع گرديده است .
312 / 4 حضرت شيخ قدس سره در شرح حديث گويد : سپس از آثار تمام هيئآت و اشكال و احكام منسوب به حق تعالى از حيثيات پيشين ، آسمانهايى كه پائينتر از عرش و كرسىاند ؛ و عالم كون و فساد - با اختلاف طبقات و اجناس و انواعش - ظاهر گشت ، اين را نيك بفهم ، اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود .
313 / 4 گويم : از اين مطلب دو اصل دانسته مىشود :
314 / 4 اصل اول اينكه : آسمانهاى هفتگانه و آنچه كه زير آنها است داراى طبيعتى مركب و عنصرىاند كه پذيراى كون و فساد مىباشند ، چون تركيب در اجسام ؛ اقتضاى حركت مستقيم و راست را دارد - برعكس عرش و كرسى - براى اينكه تولّد آن دو از توجه ارواح و نفوس است - نه غير اين - .
315 / 4 اصل دوم اينكه : برخى از اجسام در اينجا - به موجب آنچه كه به آنها از احكام اصول اسمائى رسيده - داراى درجهء نرى ، و برخى ديگر - به اعتبار هيئت جمعى كه در آنها از احكام قوابل امكانى حاصل آمده - داراى درجهء مادينگىاند ، و نيز تركيب داراى مرتبهء محلّيّت و صورت زائيده شده داراى درجهء مولود و فرزند است .
316 / 4 سپس گوييم : هر يك از اين نكاحهاى چهارگانه از پيشى خودش خاصتر است و از جهت وسعت تنگتر ، براى اينكه قاعدهء ايجاد و روش حق سبحان در آن تعيين مطلق و تفصيل مجمل و تخصيص عام و تنگ كردن واسع و فراخ است ، و نكاح را مرتبهء پنجمى ، غير از معقول بودن جمع ( جمعيت ) آنكه اختصاص به انسان دارد - انسانى كه جامع هر دو درياى غيب و شهادت است - نيست ، و اين همان چيزى است كه در تفسير بيان داشته است ، يعنى پس از بيان توليد صور طبيعى مركب ؛ سپس اجتماع صور مركب طبيعى با قوايش و ديگر
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٠٦